ه‍.ش. ۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه

حسرت

گفت یکی و دوتا کمه، روزی رو خدا می‌رسونه
گفتم حداقل سالی دو سه میلیون تومن خرج هر بچه رو خدا از کجا داره بیاره؟
گفت همین دیگه، لازم نیست انقدر خرج کنی!
گفتم خودشون تو کوچه بزرگ بشن؟
گفت نه، مامانشون بزرگشون کنه
گفتم درآمد مامانه پس می‌پره!
گفت خدا خودش روزی رو می‌رسونه

هشت ساله ازدواج کرده، فکر می‌کردم بچه دوست نداره که خبری نیست، اما ...

ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۳۰, شنبه

بسیج Vs. مذاکرات ژنو


ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۲۸, پنجشنبه

اصولاً نیازی به عنوان نیست!

جدیداً، البته نه شاید زیاد جدید، نگاهم به اخبار خیلی بی‌تفاوت و بدون مسئولیت شده. یک روزهایی بود که کوچکترین حق کشی و ظلمی قلبم رو به تپش وا می‌داشت و تا مدتی دمق بودم که چرا کاری از دستم بر نمیاد. اما حالا، گلایه‌های مادر ستار، مرگ همسر و مادر پیمان، زندونی‌های بی‌ملاقاتی، 1000 و چند روز حصر و حبس، همه و همه، تنها واکنش من، پریدن روی خبر بعدی فیدلی‌ه! یک جور فرار، یک جور روم رو از اون طرف کردن و رد شدن، یک جور اعتراف به اینکه ای آقا! قبلاً ثابت کردم اهل کوفه هستم، بالاتر از سیاهی که رنگی نیست، بکش بیرون بذار این دوزار وجدان باقی مونده برای روزهای پیری و کوری باقی بمونه ... 
Free counter and web stats