ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

تعدیل

صد و هفتاد نفر بودند
سال تولید ملی شد
هفتاد نفر مجبور شدند که نباشند

ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه

عقلی چنین میانه میدانم آرزوست

1- می‌گن سال هفتم زندگی مشترک یک سال بحرانی توی رابطة دو نفرة زوج‌های جوونه. یه آماری که نمی‌دونم اصلاً معتبر هست یا نه نشون می‌ده که بیشترین طلاق‌ها توی همین سال اتفاق میفته.
2- می‌گن عشق و عاشقی مال همون اول دوران نامزد بازیه، بعد که رفتن زیر یک سقف تمام معادلات به هم می‌خوره و عقله که توی همة امور غالب می‌شه.
3- می‌گن متولدهای ماه مهر عقلشون رو بیش از اندازه توی همه کاری استفاده می‌کنن و همین مسئله اونها رو از خیلی کارا عقب می‌ندازه.

استدلال استقرایی یا یه چیزی توی همین مایه‌ها: پسرخاله پیش نیازهای رابطة اول رو فراهم داشت و در حال سپری کردن سال هفتم زندگی مشترکش بود. رابطة 2 رو هم هفت سال قبل با تمام اهل بیتش وصلت کرده بود و داستان عشق و عاشقیش گوش فلک رو کَر. تا اینکه به ناگاه حکم رابطة اول هم جاری شد و صیغة طلاق جاری تر!
اما رابطة 3 چی می‌گه این وسط؟ ایشان می‌فرمایند که نویسندة این سطور از عاقبت اندیشی در تمام امور به ستوه آمده بود و عزم بر انجام حرکات خرکی در زندگی شخصی داشت تا ماجرای خاله زاده پیشامد شد. پس نگارنده نعره‌ها برآورد و قصد بیابان کرد و تمام تصمیمات خرکی برنامه ریزی شده را به کناری افکند. باشد که رستگار شود.

پینوشت: سخت بود و هست، اما گویا داره می‌شه! 

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

من، کارگر، یک روز دارم

تا قبل از شروع کار فعلی در سال 89، هیچوقت ارتباط نزدیکی با قشر کارگر نداشتم. کار که شروع شد، وضعیت فکری من هم عوض شد. باید اعتراف کنم که کارگرهای ساده‌ای که توی صنعت مشغول به کار هستن، تقریبا مقوله‌ای به نام "تفکر" رو از زندگی روزمره حذف کردن (ناخودآگاه یاد اون سکانس معروف عصر جدید چارلی چاپلین افتادم). اما با این حال، جماعت به شدت قابل ترحمی هستن. نمی‌شه از کسی که سال‌ها از خط فقر به عنوان بارفیکس استفاده کرده و هیچوقت هم موفق نبوده انتظار بیش از این داشت. به هر حال، از دید مسئولین، کارگر فقط سالی یکبار مهم می شه و شدت اهمیت اون هم در حد یه جمله کوچیک زیر صفحه 1 می تقویم‌هاس. بگذریم که از نظر قانون کار همه به نوعی کارگر حساب میشیم و بنابراین ما نیز قابل ترحم خواهیم بود!
Free counter and web stats