‏نمایش پست‌ها با برچسب شانس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شانس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

چرانه در پی عزم دیار خود باشم

هرزگاهی پیش میاد که پای رادیو 7 سابق و یا 100 برگ فعلی نشسته باشم و به دعوت نیت کردن کاکاوند برای فال حافظ لبیک بگم. دیشب یکی از همون مشورت کردن با حافظ‌ها پیش اومد و به قول قدما خوب گذاشت توی کاسه‌م!!!

چرانه در پی عزم دیار خود باشم *** چرانه خاک سر کوی یار خود باشم
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم *** به شهر خود روم و شهریار خود باشم
ز محرمان سرا پرده ی وصال شوم *** ز بندگان خداوندگار خود باشم
چو کار عمر نه پيداست باری آن اولی *** که روز واقعه پيش نگار خود باشم
ز دست بخت گران خواب و کار بی سامان ***َگَرمُبَود گله ای راز دار خود باشم
هميشه پيشه ی من عاشقی و رندی بود *** دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ *** و گرنه تا به ابد شرمسار خود باشم

حافظ هم سرناسازگاری دارد با منِ مسکین در این روزگار بی معرفتی اجانب

۱۳۹۲ تیر ۱۱, سه‌شنبه

برخورد نزدیک از نوع سوم

آیت الله طاهری فوت شده و جمعیت شهر به شکل نامحسوسی یک طرف اون کلونی بود. من اما، در اوج کارهای مربوط به دونفره شدن، در راه منزل همسر وارد یک کوچه یک طرفه شدم که دو طرف اون ماشین‌ها ردیف پارک کرده بودند و یک ماشین هم به سختی از وسط رد می‌شد، که ناگهان یک فروند خودروی مگان از روبرو و به صورت خلاف وارد کوچه شد. در حال آماده شدن برای یه بگو مگوی شدید به منظور عدم عقب نشینی از مواضعم بودم که یک آقای کت و شلواری با پیراهن سیاه پیاده و ضمن عذرخواهی اعلام کرد که لطفاً یکی دو دقیقه منتظر بمونید و من هم که رفتار بافرهنگ طرف مقابل رو دیدم مواضعم از یاد رفت و با بیان جملة "خواهش می‌کنم، عجله‌ای نیس" کف مطالبات خودم رو به شدت کاهش دادم! اما چند ثانیه که گذشت جو به شدت سنگین شد، فیلبردار و خبرنگار از در و دیوار بالا رفتن و سیل جمعیت از روبرو جاری شد. من که در حال تفکر بودم که آیا رفتار متشخص من لیاقت این همه استقبال و رسانه‌ای شدن رو داره یا نه، ناگهان مردی با عمامة سفید رو دیدم که از مگان پیاده و خیلی خرامان خرامان از جلوی دوربین‌ها و البته ماشین این بندة حقیر رد، و وارد یکی از منازل کوچه شد. اون روز هنوز قرار نبود کمتر از 10 روز بعد اسم اون مرد رو روی برگه رأیم بنویسم و روز بعدش هم کل مملکت برای رئیس جمهور شدنش خوشحالی کنن، دنیا خیلی کوچیکه خلاصه!

۱۳۹۱ آذر ۱۰, جمعه

با آبها می رقصم

البته واضح و مبرهن است که موجودی آبزی نیستم، اما سخنی به گزاف نگفتم اگر ادعا کنم توی آب بزرگ شدم. نه یا ده ساله بودم که به اصرار مامان و بابا و البته به زور به آموزش شنا فرستاده و عجیب جذب اون شدم. کلاس پنجم دبستان مسابقات بین مدارس رو با موفقیت پشت سر گذاشتم و برای تیم امدادی اصفهان انتخاب شدم، اما روز مسابقه یکی از بچه‌ها نیومد و با چشمانی اشکبار تیممون کنار گذاشته شد.
بعد از اون استخر دوباره جنبه تفریحی پیدا کرد و حدود ده سال هفته‌ای دو یا سه بار تنم رو به آب می‌زدم. تا اینکه در یکی از همین آب تنی‌ها توسط مربی تیم واترپولوی برق مورد پسند قرار گرفتم و بازم رفتم توی جو مسابقه. سال سوم دبیرستان رو همه مشغول آماده شدن برای کنکور و درس و مشق بودن، اما من تقریبا به صورت تمام وقت توی اردو به سر می‌بردم و برای مسابقات شهریور آماده می‌شدیم. تابستون هم که شروع شد هفته‌ای هشت روز و هر روز 4-5 ساعت توی آب بودیم تا همه شک کنن که آیا اولین انسان دوزیست هستم یا خیر!
مسابقات شروع شد، توی استان اول شدیم و رفتیم کشوری، اونجا هم بعد یزد دوم شدیم و در حالیکه حتی می‌شد به تیم ملی فکر کرد، در یک حرکت انتحاری چهارگوشه استخر رو بوسیدم و رفتم پشت میز نشستم و مشغول تست زنی شدم.
طلسم اون خداحافظی در اوج تا سال سوم لیسانس ادامه داشت تا اینکه استخر فوق‌العادة پلی‌تکنیک بالاتر از میدون ونک رو با ممرضا کشف کردیم. دوباره زندگی آبی شروع شد و هفته‌ای دو بار می‌شد امید داشت که با شنا عشق بازی بشه. بعد از فارغ شدن و عدم امکان استفاده از تخفیف استخر، بازهم رخوت آبی فرا رسید و تا حدود سه هفته پیش ادامه داشت. البته بین راه و توی مسافرت و یکی دو بار دانشگاه تهران یادی از عشق قدیمی کردم اما هیچ روال خاصی نداشت.
اما الان، سه هفته‌ای می‌شه که جمعه‌ها خودم رو ملزم به آب تنی می‌دونم. تقریبا شک ندارم که توی بهشت می‌شه هر روز با بلیط‌های دارای تخفیف ویژه رفت استخر و محدودیت ساعت هم برای تو آب بودن نداره، اما تا اون روز و اونجا فرا برسه همین هفته‌ای یکبار رو عشق است!

پ.ن: حریف می‌طلبیم!

۱۳۹۰ شهریور ۱۰, پنجشنبه

روزهای خوب

انگار نه انگار که 5 سال گذشته. خسته و مغموم وسط پلی تکنیک قدم می‌زدم و به بن بست پروژه و تهدید استاد راهنما فکر می‌کردم که یکی از بچه ها ندا داد نتیجه‌ها رو توی سایت زدن. رتبه‌ام بد نبود اما بین انتخاب اول و دوم شک داشتم، یعنی در واقع به یکم شانس نیاز بود که انتخاب اولم قبول شم. از شانس بد سایت دانشکده به تعطیلات رفته بود و من تلفنی دست به دامن ممدرضا شدم. وقتی گفت همون انتخاب اول قبول شدی تا حدود یک ساعتی روی زمین نبودم. نمی‌دونم کسی من رو توی اون شرایط دید یا نه، اما اگه می‌دید قطعاً به عقلم شک می‌کرد! حرکات بعد از بازگشت به زمین تلفن به مامان و بابا بود تا اونها هم برن روی هوا. روزهای بعدش کلاً زندگی شیرین بود، پروژه کاملاً دایورت و راه بیخیالی و تفریح برگزیده شد. یکی از قشنگ‌ترین 20 روزهای زندگیم رو توی شهریور 85 سپری کردم. مقصد بعدی امیرآباد و دانشکده فنی و کوی دانشگاه بود تا اونجا هم سه سال به معنای واقعی زندگی کنم.

پ.ن: چرا خاطرات دانشگاه دست از سر من بر نمی‌داره؟ منتظر یه جرقه‌ام تا دهنم پرت بشه به اون روزها

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

با آفتابه، لب دريا

فرض بفرمائيد 48 ساعت در يكي از توريستي ترين شهرهاي دنيا اقامت داشته باشين، هتل پنج ستاره با تمام امكانات و تفريحات سالم و ناسالم به صورت رايگان باشه و جاهاي بيشماري هم وجود داشته باشه كه بشه رفت و ديد و لذت برد، اما هر روز از 7 صبح تا 10 شب سركار باشيد و تنها حسرت اين تفريحات و جاها رو بخوريد. قاعدتاً حال خوبي به آدم دست نمي ده. حالا شده حكايت من و مأموريت دو روزه به استانبول! بازهم خدا به كسبة خيابون استقلال خير بده كه به فكر انسان هاي مفلوكي مثل من هستن و تا 12 شب كركره رو پائين نمي كشن. همچنين خدا به خودش هم خير بده كه برف رو هم به يك جاذبة توريستي براي ايرانيا تبديل كرده به طوريكه با ديدن برف در ديار غربت تا سر حد مرگ كيفور بشيم!

۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه

خروس بي محل (2)

فرض بفرمائيد كه بعد از سال ها به شام (البته با عنوان افطاري) دعوت شديد. به محض وارد نمودن قاشق مبارك به دهان، تلفن زنگ بزنه و به صدا در آمدن دزدگير منزل رو نويد بده! در اين حالت بعيده كه حالتي غير از كوفت شدن شام عزيز رخ بده. دقيقاً همون حالتي كه براي من رخ داد.

۱۳۸۷ اسفند ۲۵, یکشنبه

اندر فوايد ضعف تكنولوژي

چند وقتيه كه 90% تماس هاي تلفني من اشتباه وصل ميشه. با پرس و جو از دوستان مشخص شد كه اين مشكل به يك اتفاق عادي در اين روزها تبديل شده. نكتة جالب اينكه همة تماس هاي اشتباه هم به جنس مخالف وصل ميشه تا لااقل ضعف تكنولوژي يك نكتة مثبت داشته باشه
Free counter and web stats