۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه

بُكُش و تأييدم كن

آقاي مهندس ف مدير كارخونة ماست. حكايت جناب مهندس هم در نوع خودش زياد جالب نيست اما گفتنيه! يكي از دو نفري كه توي كارخونه مستقيماً با ايشون در تماسه بندة حقيرم. به واسطة رشتة تحصيلي و موقعيت كاري، كلاً هرجا هر مشكلي پيش مياد يه نامه از طرف آقاي مهندس ارسال ميشه كه فلاني، بررسي كن ببين آره يا نه! اما اين نامه ها در نوع خودشون كاملاً خاص هستن. مثلاً ساعت 9 صبح، آقاي مهندس به اين فكر ميافته كه الان شبه انگار:

نامه اول:
- آقاي علي، لطفاً بررسي كنيد كه الان شبه يا روز!
- جناب مهندس ف، اصولاً ساعت 9 صبح روزه معمولاً
نامة دوم:
- آقاي علي، به هرحال ماهم دانشگاه رفتيم، لطفاً بررسي به صورت مدون تري انجام بشه
- نتيجة بررسي ها به ضميمه ارسال شد (عكسي از آسمون در حاليكه هوا روشنه، در كنار ساعت مچي، تصوير ماهواره اي مناطقي از جهان كه الان روزه و ...)
نامة سوم:
- آقاي علي، توجه داشته باشيد كه اصول علمي لزوماً در محيط صنعتي حاكم نيست. به نظر مي رسد بررسي هاي دقيق تر نظر شما را تغيير دهد.
- آقاي مهندس ف، (من غلط خوردم، با خودم بودم، به گور باباي ناصرالدين شاه خنديدم) بررسي هاي نهايي حكايت از وقوع خطايي در حين بررسي هاست. لذا به نظر مي­ رسد شرايط الان به شب نزديك تر باشد.

خلاصة كلام اينكه همة آدمها دوست دارن تأييد بشن، و تجربه الان به من نشون داد كه اين غريزة اونها بايد ارضا بشه. هرچند ارضاي اين غريزه فقط در سطور نامه هاي اداري و سر تكون دادن هاي صوريه و در عمل اوضاع جور ديگريست!
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي
Free counter and web stats