ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

01

به همين سرعت يك سال گذشت و 01 با تمام خاطراتش كه اكثر قريب به اتفاقشون خوب بودن به تاريخ پيوست. جناب سروان "م" فرمانده يگان كه در حدس اوليه مي شد گفت كه 40 رو پر كرده اما بعد معلوم شد هنوز 30 سالش نشده. ستوان وظيفه "م" كه همشهري بود و "چ" گفتنش لحظات شادي رو براي ما فراهم مي كرد. "ناربه" كه باعث شد ارمني ها رو بهتر بشناسم و بيشتر خوشم بياد ازشون. مهران، ممدرضا، بهادر، هادي، كوشا و تمام اون 100 نفري كه 2 ماه شبانه روز باهاشون زندگي كردم حالا شدن بخشي از خاطراتي كه مي شه تا مدت ها با يادشون لذت برد. و البته بهترين خاطره هم ادامة پرداخت چندرغاز حقوق ماهيانة آشخوري كه اول هر ماه به حساب واريز مي شه و دل جووني رو شاد مي كنه!
.
.
.
بي ربط: مجموع اعداد موجود در اين پست برابر با 173 مي شه كه اگه رقم سوم اون رو با رقم دوم جمع، و رقم اول رو ازش كم كنيم عدد 9 حاصل خواهد شد كه از اعداد مقدس ماسون مي باشد. با توجه به اينكه اين اتفاق در 278 امين پست وبلاگ رخ داده و اين رو هم ميشه به فراماسونري چسبوند بالاخره، قطعاً اوج نفوذ اين مكتب در اين وبلاگ به اثبات مي رسه! (مرتبط)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

من يه آشغالم، باهات حرف دارم

به جز لرزيدن بدن ساعت 3 صبح 25 خرداد توي كوي دانشگاه و 5 دقيقه اسكورت شدن توسط 4 تا پليس به سمت فرمانده و بعدش آزادي در روز 18 تير، و البته دلواپسي دستگير شدن هم اتاقي به مدت 15 ساعت توي 22 بهمن، چيزي نصيب من نشد. اعتراف مي كنم كه هر يك از اين اتفاقات اگه چند ساعت بيشتر طول مي كشيد كاملاً رواني مي شدم. خدا جون، اصلاً ايده اي داري كه پدر و مادرايي كه بچه هاشون دستگير مي شن و بي خبرن ازشون، يا اونايي كه بهشت زهرا ميشه مكان ديدن مجدد فرزند چه حس و حالي دارن؟ در جريان هستي؟ مطمئنم كه ميدوني و ميدونم كه مطمئني كه كاري انجام خواهي داد!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

زنگ فرهنگ سازي

پايين اكثر ايميل هايي كه از شركت هاي خارجي دريافت مي كنم يك جمله در كنار يه گشنيز سبز خودنمايي مي كنه:
Don't print this email, save a tree
همين يك جمله باعث شده كه شدت در مصرف كاغذ وسواس پيدا كنم. وسواس بدي نيست البته، شما هم امتحان كنين!
بي ربط 1: حالم خوب نيست اخيراً، بعد از 25 بهمن
بي ربط 2: از هيچ چيز بيشتر از فينال "1984" وحشت ندارم.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

اين روزهاي 20:30

حملة لباس شخصي ها به مردم
قطع اينترنت و تلفن
نواقصي مثل رهبر منسجم و هدايتگر
بسته شدن مسيرهاي منتهي به ميدان
سوء قصد جعلي به مقامات براي انحراف اذهان ازجنبش مردم
حمله به خبرنگاران
زير گرفتن مردم توسط خودروي ديپلماتيك و ادعاي مسروغه بودن خودرو از جانب دولت
...
بيست و سي چقدر محبوب مي بود اگر بيست ماه پيش اين اخبار را منتشر مي كرد ...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

با آفتابه، لب دريا

فرض بفرمائيد 48 ساعت در يكي از توريستي ترين شهرهاي دنيا اقامت داشته باشين، هتل پنج ستاره با تمام امكانات و تفريحات سالم و ناسالم به صورت رايگان باشه و جاهاي بيشماري هم وجود داشته باشه كه بشه رفت و ديد و لذت برد، اما هر روز از 7 صبح تا 10 شب سركار باشيد و تنها حسرت اين تفريحات و جاها رو بخوريد. قاعدتاً حال خوبي به آدم دست نمي ده. حالا شده حكايت من و مأموريت دو روزه به استانبول! بازهم خدا به كسبة خيابون استقلال خير بده كه به فكر انسان هاي مفلوكي مثل من هستن و تا 12 شب كركره رو پائين نمي كشن. همچنين خدا به خودش هم خير بده كه برف رو هم به يك جاذبة توريستي براي ايرانيا تبديل كرده به طوريكه با ديدن برف در ديار غربت تا سر حد مرگ كيفور بشيم!
Free counter and web stats