۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

مخفيگاه در چين (4)

مردم چين آدماي خون گرمي هستن، خارجي ها رو چپ چپ نگاه ميكنن و با لبخندي نشون مي دن كه مهمون ها رو دوست دارن، به شدت در برقراري ارتباط مشكل دارن، از نظر نظافت شخصي چنگي به دل نمي زنن و كلاً بي خيال محدوديت هاي سياسي و فيلتر شديد اينترنت به نظر مي رسن. در اين چند روز مسافرت دو تا مطلب به شدت روي اعصاب رژه مي رفت: اوليش مشكل زبان مردم چين بود كه حتي اعداد ساده رو هم نمي فهميدن و بايد از صد مدل ايما و اشاره براي تفهيم استفاده مي شد؛ و دوم رانندگي فاجعه باري بود كه فقط به لطف داشتن اتوبان هاي چند برابر ظرفيت نسبت به ماشين هاي شهرآمار تصادف پايين نگه داشته شده بود. صداي سرسام آور بوق ماشين ها هم باعث مي شد كه تهران در اين زمينه وضعيتي خيلي بهتر از اونجا داشته باشه.
به هر حال با هر مصيبتي بود اولين مأموريت خارجي با پرواز درجه يك ايران اير! به پايان رسيد و بعد از ده روز، توي فرودگاه امام به وصال توالت ايراني رسيديم!
.
پايان
.
.
Free counter and web stats