۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

مخفيگاه در چين (1)

سفر از روز شنبه استارت خورد. در بدو امر، ورود به فرودگاه بين المللي كه قرار بود آبروي نظام و كشور و ملت باشه به شدت توي ذوق زد. در نظر اول فرودگاه مهرآباد خيلي مدرن تر از اين فرودگاه به نظر ميومد و گشت و گذارهاي درون فرودگاهي هم نظر اوليه رو با قدرت تأييد مي كرد. در زمان حدود سه ساعتي كه به دليل زود رسيدن درسالن ترانزيت فرودگاه منتظر بوديم ترافيك هوايي شاهراه غرب و شرق دنيا شگفت آور بود؛ يك پرواز به نجف، يك پرواز به دمشق، يكي به آنكارا و ديگر هيچ!
بالاخره با معطلي هاي مرسوم كه جزء لاينفك سيستم مديريت ايرانيه، چشممون به جمال جناب بوئينگ 747 روشن شد. حداقل خوبي كه داشت اين بود كه مثل پروازهاي داخلي ظاهر شكسته و ويران تزئينات داخلي چشم نوازي نمي كرد اما در عوض خالي بودن بيشتر از نصف هواپيما، پذيرايي و امكانات در حد فاجعه و نگراني تيم كرو از بي حجاب بودن خانم ها همگي نشان از با قدرت اجرا شدن سياست دفع حداكثري ايران اير داشت.
به هر حال با زجر فراوان و بعد از يك پرواز 8 ساعته به پكن رسيديم و سرويس بهداشتي هدف اولية سفر قرار گرفت! ظاهر توالت ها كاملاً شبيه سرويس هاي ايراني و توي زمين بود (هرچند سرويس فرنگي و ديواري هم بود) اما موارد حياتي همچون شير آب، آفتابه، شيلنگ و يا هرگونه مخزني كه يك سوراخ براي خروج آب داشته باشه يافت نمي شد. همين مسئله در طول سفر مسايلي رو باعث شد كه زبان از بيان اون قاصره؛ البته خوبي اين مشكلات اين بود كه يك دليل محكم براي دوست داشتن سرزمين مادري پيدا كنم!

ادامه دارد ...
مخفيگاه در چين (2)
Free counter and web stats