۱۳۹۱ بهمن ۴, چهارشنبه

فراغت دلدادگی

اوایل دوران لیسانس، همون زمانی که خودم از اون با عنوان دوران جاهلیت یاد می‌کنم، به شدت عاشق و شیفته کایرا نایتلی بودم. در عصری که هنوز اینترنت و یوتیوب و دانلود فیلم توی بورس نبود، امکان نداشت فیلمی از کایرا نایتلی روی پردة سینماها بره و من اون رو ندیده باشم! عکس‌ها و جلد مجلات و مصاحبه با شومن‌های مشهور و حتی بریده‌های نه چندان اخلاقی از فیلم‌ها هم که جای خود رو داشت (هرچند با دید اون زمان ایشون بسیار ماخوذ به حیا تشریف داشتن!). اواخر همون دوران، یک سی دی از تمام دستاوردهای مربوط به اون عزیز دل رایت کردم که می‌شد اون رو ثمرة یک عمر دلدادگی دونست!
اما رفتن توی نخ یک بازیگر از جنس مخالف که کاملاً دست نیافتنی و فانتزی به نظر می‌رسه، چیز عجیبی توی زندگی یک پسر هجده بیست ساله نیست. چیزی که برای خود من جالبه، تغییرات ذائقه در طول زمان و با افزایش سنه و همین مسئله بعضی اوقات به شدت من رو می‌ترسونه. الان نه تنها هیچ حسی نسبت به اون عزیز دل ندارم، بلکه خیلی دیگه از بازیگرها رو از لحاظ جلوه‌های بصری! به ایشون ترجیح می‌دم. آیا همة دلبستگی‌های من به مرور زمان کمرنگ می‌شه یا چیزای دیگه‌ای جای اونو می‌گیره؟ تا حالا که چندین بار و در چندین موقعیت مختلف این کمرنگ شدن‌ها رو در موارد تعیین کننده‌تری تجربه کردم و نه تنها از اون ناراحت نیستم، که خیلی به پیشبرد زندگیم کمک کرده. اما تکلیف دلبستگی‌هایی که آینده و مابقی عمرم رو تحت تأثیر قرار می‌ده چه خواهد بود؟ ... سی دی مذکور هنوز توی کشوی اتاقمه، شاید یک روز برای خودش پستش کردم که دور همی بخندیم!
Free counter and web stats