۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

بین راهی

1- فقط سه روز مونده. زورای آخرش رو هم با موفقیت در حال پشت سر گذاشتنم.
2- دفتر خاطراتی که به هم خدمتیا دادم رو با قول اینکه تا آخر دوره نخواهم خوند ازشون پس گرفتم. جمله یکی از بچه ها جالب بود که نوشته بود به خاطر نگهبان شدن توی عید من رو تا آخر عمر نخواهد بخشید!
3- بازهم از پادگان دودر کردم و خودم رو به کوی رسوندم. دل کندن از عشق قدیمی هم به سختی دل کندن از کوی برام نبود.
4- گوشه گیر شدن رسول و قبض های موبایلش خبر از شروع یک عشق رو برای هم اتاقی 3 ساله میده. هرچند از دید من عاشق شدن راندمان کار مفبد رو پایین میاره و کلاً چیز مزخرفیه, اما امیدوارم لااقل با چشم باز جلو بره.
5- روانشناسا میگن انجام دادن یک کار مشخص به مدت طولانی باعث افت آیکیو میشه. جمله علی در مورد مسلمان نبودن کسی که دو روز مشابه داره هم در همین راستا به نظر میرسه. بر این اساس خدمت مقدس باعث انجماد فکری و افت کیفیت نوشته های بی کیفیت این حقیر گردیده است.
6- دوستان وبلاگی, از اینکه دو ماهی میشه که بهشون سر نزدم رسماً عذر خواهی میکنم. امیدوارم با پایان خدمت همه چیز به حالت نرمال برگرده.
Free counter and web stats