۱۳۹۱ آذر ۱۲, یکشنبه

واژه شناسی (2)

یکی دیگه از واژه‌های اصیل اصفهانی که کاربرد بسیار گسترده‌ای هم داره "که‌که" می‌باشد. هرچند این واژه رو می‌شه در دستة لغات نه چندان مؤدبانه طبقه بندی کرد، اما واج آرایی اون باعث می‌شه که در هنگام عصبانیت یا داشتن حس‌های نه چندان خوب بهترین تخلیة انرژی صورت بگیره و از یه دعوای حتمی، افسردگی، خودکشی و غیره جلوگیری کنه. بنابراین خدمات این کلمه بر هیچ‌یک از اهالی اصفهان پوشیده نیست، حتی قشر پاستوریزه. در این رابطه به مثال‌های زیر توجه فرمائید:

1- جهت اشاره به بروز یک خرابکاری در هنگام انجام یک کار حساس. مثلاً دارید با دوستتون یک قفسه پر از عتیقه رو تمیز می‌کنید که دستتون به یکیش می‌خوره و همة ظروف قیمتی به صورت دومینو وار هزار تکه می‌شن. در اینجا شما باید با حفظ خونسردی کامل رو به دوستتون کنید و بگید: "خره عجب که‌که کاری شدا!"

2- شخصی جلوی شما داره لاف میزنه و تریپ خود بزرگ بینی برداشته. شما باید زمانی که حرف‌های اون تموم شد مکث معنی داری بکنید و در حالیکه توی چشم طرف زل زدید بفرمائید: "که‌که را". البته هر چه تشدید روی هر دو ک شدیدتر باشه تخلیة روانی بهتر صورت می‌گیره. اگر احیاناً طرف بعد از لاف زنی به سرعت از صحنه خارج شد شما کافیه رو به نفر سوم حاضر در جمع کنید: "که‌که برا مام آدِم شدس" 

3- در باب سایر موارد پر کاربرد میشه به عبارات "که‌که پزون" به جای استفاده از دماسنج، "که‌که توش" در مورد کاری که گیر پیدا کرده، "که‌که خوردِس" در محل کار در مورد تصمیمات مقامات مافوق و "بد که‌که یِس" در مورد یک شخص یا کار بدقلق اشاره نمود.

4- موارد حاد (بدون شرح): "برو که‌که دا بخور چوری، تا دیروز وردار ورمال میکردِس حالا برامون که‌که گنده‌تر از دَنِش تفت می‌دِد"

مرتبط: واژه شناسی

Free counter and web stats