۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

استادي به رنگ سبز


يكي از مشكلات مخاطب عام اينه كه زندگي شخصي چهره هاي مشهور رو با كار حرفه اي اونها مخلوط ميكنن و به نتيجه هايي ميرسند كه چندان معتبر نيس. مثلا اعتياد مارادونا رو ملاك قرار ميديم كه بگيم فوتباليست خوبي نبوده. شايعات انحرافات اخلاقي مايكل رو دليلي بر هنرمند نبودن اون ميدونيم. روابط خارج از چهارچوب يه بازيگر رو روي دايره ميريزيم كه نشون بديم بازيگر خوبي نيس. اما به نظر من، غير از مسايل حرفه اي كه كارشناسان هر فن بايد در موردش نظر بدن، فقط يك پارامتر براي تشخيص حرفه اي بودن مهمه و اون هم مردمي بودنه.

استاد شجريان هم از اين قاعده مستثنا نبوده و نيست. هنوز در بين عوام مردم صحبت هايي در مورد روابط خانوادگي استاد ميشه. اما چيزي كه در تاريخ باقي خواهد موند اينه كه شجريان هيچوقت يك هنرمند درباري نبوده و با كمترين فاصله نسبت به مردم حركت ميكرده. بد نيست امثال اصفهاني، شريفي نيا، سبزواري و ... كمي به كتاب هاي تاريخ نسل هاي بعد هم فكر كنند و اينكه آيا اسم اونها را توي "خوب ها" خواهند نوشت يا "بدها".
استاد محمد رضا شجريان – زبان آتش (تفنگت را زمين بگذار)- دانلود غير مستقيم
Free counter and web stats