۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

شيخ الشيوخ

در احوالات شيخ آمده است كه او را منطقي بود عجيب و تجربه گرايانه در پاسخ به سوالات مستمعين. نقل است او را پرسيدند از سخنان رئيس دولت عشق در باب به سرقت رفتن عضوي از بدن نسوان توسط مجهول الهويه اي موسوم به لولو. شيخ تفكري نمود و پس از برآوردن آهي جان فرسا منبر ترك گفت و به منزل شد. يكي از مريدان برآشفت و در پي او حركت نمود تعقيب وارانه. پس از روزن در مشاهده نمود شيخ را كه جامه از تن همسرش دريده و به بازرسي مشغول است آنچنان كه مال باخته را در پي مالش. پس چون در كذب خبر اطمينان حاصل نمود به مسجد شد و بيتي سرود تاريخ ساز:

گر بر سر منبر يكي اَ.ن تو بديدي
كودك به خفا بر كه ادب را نشنيدي
آن كس كه ممه برد و خبر را به جهان داد
اَ.ن بود، و بايد به زنش ريب كشيدي
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي
Free counter and web stats