ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۹, جمعه

حافظیه


بیا با ما مورز این کینه داری ....... که حق صحبت دیرینه داری
نصیحت گوش کن کاین در بسی به ........ از آن گوهر که در گنجینه داری
ولیکن کی نمایی رخ به رندان ........... تو کز خورشید و مه آیینه داری
بد رندان مگو ای شیخ و هش دار ........... که با حکم خدایی کینه داری
نمی‌ترسی ز آه آتشیــــــنم ........ تو دانی خرقه پشمینه داری
به فریاد خمار مفلسان رس ........... خدا را گر می‌دوشینه داری
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ ........... به قرآنی که اندر سینه داری

از حافظیه اس‌ام‌اس داد که نیت کن. حضرت حافظ هم رفاقت رو تموم و تصمیمات گرفته شده رو تأیید کرد...

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

عشقت رسد به فریاد؟


الان بیست دقیقه از تحویل سال گذشته و بعد از حضور در جمع گرم خانواده برای مراسم تحویل سال و دیده بوسی و عیدی گرفتن، بازهم به گوشة دنج خودم خزیدم و همه چیز به حالت قبل برگشت. حسی که امسال داشتم برای خودم به شدت عجیب بود. نود و یک ِ پر فراز و نشیب می‌خواست مثل تک تک لحظاتش، حتی موقع ترک هم ضربه بزنه و خاطرات خوب و بد خودش رو بیاره جلوی چشم‌هام و بغض سنگین گلو رو از آب دیدگان متجلی کنه. هرچند مقاومت طاقت فرسایی داشتم در مقابل این حرکت ددمنشانه، اما به هرحال اون هم تا حدودی موفق شد.
سال نود و یک، خیلی از افراد به من ظلم کردن، خیلی از دوست داشتن‌ها بی معنی شد، به خیلی از عشق‌ها عمداً یا سهواً خیانت شد، خیلی از خنجرها از جلو و پشت فرو رفت و خودخواهی افراد زندگی من رو به شدت تحت تأثیر قرار داد. اما با طلوع سال جدید، برای همه، حتی کسانی که من رو بازیچة خودشون قرار دادن یا اونهایی که مسیر زندگی من رو عوض کردن، آرزوی سلامت و موفقیت و خوشبختی دارم. آرزو دارم هیچوقت پایه‌های زندگیشون نلرزه، هیچوقت مورد ظلم قرار نگیرن، هیچ سالیشون مثل سال نود و یک ِ من نباشه، بتونن از فرصت‌های زندگیشون به بهترین شکل استفاده کنن و احساس رضایت همیشه بعد از هر تصمیمی همراه اونها باشه.
متاسفانه یا خوشبختانه، حتی نمی‌تونم با نفرین ِ آدم‌ها یا به قول متجددین، با فرستادن انرژی منفی ازشون انتقام بگیرم و خودم رو سبک کنم که این هم شاید یک جور عذاب الهی باشه! همتون رو دوست دارم، خنجر زده و نزده عزیز هستین که با همین‌ها دارم زمستون رو سر می‌کنم. پس بیشتر مراقب خوبی‌هاتون باشین.
فعلن...

4x1


اول: وداعیه از من:
سال نزدیک شدن‌ها و ترسیده شدن‌ها
سال محبوب شدن‌ها و منفور شدن‌ها
سال آرامش موقت و هجران دائم
سال تجدید نظر در طرز تفکر
سال تصمیم‌های کبری
سال ضدارزش شدن منطق
سال بهارهای پاییزی و زمستان‌های بهاری
سال جور نزدیکان و مهر دورها
سال واگذار کردن آدم‌ها به خدا
سال فرار از تنهایی و برگشتن به آغوش گرمش
سال رفتن تا مرز جنون
سالی که جمع اضداد بود
 تجربة خوب و دردناکی بودی ...
هرچند تلاشت ستودنی بود ...
 از بد ِ ماجرا اما ... 
                                ... من هنوز خوبم
بدرود


دوم: بهاریه از دیگران:
چشم‌‌انتظار آن بهارم
که با تقویم از راه نمی‌آید
و با تقویم راه نمی‌آید ،
چشم انتظار آن بهارم
که با ...
آه نمی‌آید! 
مژگان عباسلو


سوم: عاشقانة بهاری از دیگران:
به بهار بدهکارم
دست کم یک شعر برای هر شکوفه
به پنج شنبه بدهکارم ،
 دست کم یک شعر برای هر ثانیه
به تو بدهکارم ،
دست کم یک جان
                         برای هر [لحظه]         

علی محمد مؤدب


چهارم: روحیة بهاری از دید ترانه:
محسن چاوشی - شب عید (دانلود)


ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۷, یکشنبه

گر نکته دان عشقی، بشنو تو این حکایت!


یکی از موقعیت‌هایی که همیشه دلم می‌خواست توی اون قرار بگیرم و ری‌اکشن خودم رو بررسی کنم، مماس شدن با مرز مرگ و زندگی بود که به حمدالله این ناکامی هم مرتفع و این تجربة گرانقدر در روزهای آخر سال عجیب و غریب نود و یک حادث گردید! اما نکتة فوق العاده جالب و غرور آفرین از نظر خودم، برخورد کاملاً "کول" در جریان این قضیه ماکزیمم 30 ثانیه‌ای بود، به طوریکه وقتی رانندة تازه از خواب بیدار شده با وحشت سعی در کنترل چرخش‌ها و و بالا و پایین پریدن‌ها و تکون‌های شدید ماشین رو داره و همکار 45 ساله هم که به اندازه‌ای ریشه در این دنیا دوونده که مثل بچه‌ها جیغ بکشه و کار دیگه‌ای از دستش بر نیاد، من فقط نشسته باشم و به حرکات این دو نفر بخندم. امروز روزی بود که لااقل برای خودم اثبات شد مردن یک امر کاملاً عادیه، حتی اگر تا نزدیکی‌هاش بری فقط با مقداری کوفتگی برگردی.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۴, پنجشنبه

سوگ ریدر


... و سوال اساسی، ابهام در "پشت کار" لری پیج است!

در راستای خبر تعطیلی ریدر از اول جولای

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۳, چهارشنبه

دماغ فیل


تا یک جایی توی زندگی، شیوة برخورد و رفتار آدم‌ها خیلی برای من اهمیت داشت و هر رفتار خارج از هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی و شخصیتی آزارم می‌داد. اما از یکجایی به بعد (که خیلی دیر اتفاق افتاد، شاید نوعی بلوغ دیررس حتی!) دیگه رفتار و شخصیت اطرافیان پارامتر تعیین کننده‌ای نبوده و به محض مشاهدة یک حرکت غیر طبیعی، به جای خودخوری و تلاش برای اصلاح امور، سیفون رو می‌کشم تا همه چیز تموم بشه. 
یکی از این مقولاتی که همیشه از اون متنفر بودم و شوربختانه زیاد هم باهاش مواجه شدم پدیدة شوم "منت گذاشتن" بوده. در این باب بزرگی می‌فرماید:
آدم‌ها را باید از روی منت‌هایی که وسط دعوا سر آدم می‌گذارند شناخت
پ.ن: جملة معروفی داشت که "دلیلی نداره هرچیزی که تو میگی لزوماً درست باشه"، شاید راست می‌گفت، یا بهتر بگم، قطعاً درست می‌گفت، اما هرچیزی که من می‌گم نه زندگی بقیه رو تحت تأثیر قرار می‌ده و نه به کسی آزار می‌رسونه (لااقل همیشه سعیم این بوده و خواهد بود). این موضوع هم یکی مثل بقیه ...

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۹, شنبه

من در سال 91


نمودار وضعیت روحی (محور عمودی) بر حسب ما‌ه‌های سال نود و یک (محور افقی) و دلایل مربوطه


از قبل:
من در سال 90
من در سال 89..
من در سال 88
من در سال 87
من در سال 86

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

مجمع دیوانگان


به دنبال اعلام فرمانده محترم نیروی انتظامی در مورد درگیری‌های اخیر اصفهان مبنی بر اینکه: "مردم قدیم نماز باران می‌خواندند، الان از دولت آب می‌خواهند"، موارد زیر نیز از ملت غیور و همیشه در صحنه مستدعی است:
مقاوم سازی منازل در برابر زلزله با خواندن به موقع نماز آیات
کاهش تلفات سفرهای جاده ای با کاهش سفرهای جاده‌ای
جبران سوء مدیریت برنج و پسته با حضور منظم در نماز جمعه
حل بحران نوسانات ارزی با استعانت از جمشید بسم الله و دوستان
کاهش تحریم‌های بین المللی با رو کردن یک کاندیدای دست اول ِ تا حالا کاندیدا نشدة ناموس پرست به نام دکتر محسن رضایی
لبیک به فرمان افزایش جمعیت و سوراخ کردن تمام کاندوم‌ها در یک حرکت انقلابی، کلاً هر آنکس که دندان دهد نان دهد
توبة تمام ملت همیشه در صحنه به درگاه باری تعالی و حلالیت خواستن از کلیة مسئولین
در پایان ضمن درخواست از مردم شریف به منظور حفظ آمادگی برای نزدیک شدن به انتخابات، خواهشمندم سم پراکنی عده‌ای معدود از عناصر معلوم حال ِ بدخواه نظام شامل کشاورزان، کارگران، صنعت گران، کارمندان و غیره باعث کاهش حضور اقشار انقلابی در انتخابات آزاد نشود.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۴, دوشنبه

نوسان


ثبات فقط در مواردی نیست که قبلاً فکرم رو مشغول کرده بود. یکی از مهمترین پارامترها برای توسعة صنعتی و اقتصادی، حتی خیلی مهم‌تر از نرخ برابری ارز، ثبات این نرخه. پارامتری که برای مثال در مورد تبدیل یورو به دلار همیشه عددی بین 1.27 تا 1.33 بوده و همین باعث فراهم شدن امکان آینده نگری برای سرمایه گذاران و صنعت گران حوزة دلار و یورو شده. امارات البته به واسطة تمایل حریصانة شیوخش برای وارد شدن به معادلات تجاری بین الملل حتی پا رو از این فراتر گذاشته و نرخ تبدیل درهم به دلار رو همیشه روی عدد 3.67 ثابت نگه می‌داره.
توی ایران قاعدتاً عبارتی به نام آینده نگری نه تنها ارزش چندانی نداره، بلکه حتی یک جنس زائد محسوب می‌شه. اصولا دلیلی نداره یک صنعت بخواد روی تولید یک ماه آینده یا خرید مواد اولیه خودش برنامه ریزی انجام بده. همینطور تدوین سیاست و قیمت گذاری یک ساله برای مشتریان خارجی جزو موارد کاملاً بچه‌گانه‌ایه که بیگانگان به دلیل آشنا نبودن به اصول بازرگانی از خودشون در آوردن. اصلاً درستش همینه که دلار در عرض چند ساعت چندین درصد بره بالا و یک ماه بعد در همون حدود بیاد پایین. "نوسان" ذاتاً جوهر وجودیِ صنعته و به قول دکتر مثل رگ توی خونه! خارجی‌ها خیلی نفهمن که اینو هنوز نفهمیدن!



ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

جمعه نامه


وحشی بافقی وقتی با محسن چاوشی دست به دست هم می‌دن به راحتی می‌تونن روح و روان آدم رو به جاهایی ببرن که گفتنش چندان مؤدبانه نیست، هر چند که رفتن به مقصد یاد شده کار هر روز و همیشة ما شده باشه:
تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او، غلط کردم، غلط
 
عمر کردم صرف او، فعلی عبث کردم، عبث
ساختم جان را فدای او، غلط کردم، غلط
 
دل به داغش مبتلا کردم، خطا کردم، خطا
سوختم خود را برای او، غلط کردم، غلط
 
اینکه دل بستم به مهر عارضش، بد بود، بد
جان که دادم در هوای او، غلط کردم، غلط
 
همچو وحشی رفت جانم در هوایش، حیف، حیف
خو گرفتم با جفای او، غلط کردم، غلط

محسن چاوشی- غلط کردم (از اینجا بشنوید یا از اینجا دانلود کنید، البته اگر از فروشگاه بخرید به نظر من نزدیک‌تره!)

Free counter and web stats