۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

جو

پلان 1، كوي دانشگاه تهران، ساعت 12 شب: دانشجوها براي به تعويق انداختن انتخابات دست به يك تجمع صنفي زدن و خيابون اميرآباد رو بستن. من به فكر فرو ميرم كه شب آخر تبليغات فرصت خوبيه براي اينكار يا نه.
پلان 2، تقاطع وليعصر و تخت طاووس، ساعت 30 دقيقه بامداد: دختري حدود 20 ساله تا كمر و بدون روسري از ماشين اومده بيرون. با ديدن شال سبز ماها بلند ميگه كشف حجاب رو به همه بگين. من به فكر فرو ميرم كه فلسلفة شركت بعضيا تو انتخابات چي ميتونه باشه.
پلان 3، ميدان وليعصر، ساعت 1 بامداد: كنسرت موسيقي رپ برقراره و ملت در هواي آزادي تنفس ميكنن! آقاي خفني به يكي از دخترا تذكر عدم انجام حركات موزون ميده. اما اون دختر با بي توجهي به كارش ادامه ميده. من به فكر فرو ميرم كه اگه 10 روز ديگه اين كار رو انجام بده چه بر سرش مياد.
پلان 4، همون جا، همون ساعت: جمعيت به سرعت و مضطرب متفرق ميشن. سوزش گلوي من و آتيش هاي روشن شده خبر از خرابكاري داره. من به فكر فرو ميرم كه آيا ممكنه روزي مخالف ستيزي و افراط و تفريط تموم بشه.
پلان 5: كوي دانشگاه، ساعت 2: دانشجوهاي متحصن خيلي كم شدن و خيابون هم باز شده. من به فكر خاصي فرو نميرم.
پلان آخر، رختخواب: من از اين همه پياده روي و فكر كردن خسته شدم. دلم ميخواد يه كمي هم به آينده فكر كنم. اما تصوير وحشتناك ايجاد شده منصرفم ميكنه.


Free counter and web stats