۱۳۸۸ تیر ۱۳, شنبه

پراكنده از همه جا

1- بالاخره بعد از يكي دوهفته موفق به ورود به facebook شدم و البته تعجب نكردم كه جو اونجا هنوز جو انتخاباته. اكثر مطالب مربوط به دوستان خارج از كشور بود كه دلشون نميخواد از اوضاع و احوال ايران بي نصيب باشن. يه چيزي كه هم در زمان انتخابات و هم حالا خيلي رو اعصاب بود اين بازي هاي مسخره تحت فيس بوكه كه بعضي از دوستان نه تنها شبانه روز خودشون رو صرف اون ميكنن، بلكه روزي دو سه تا دعوت نامه هم برا بقيه ميفرسن

2- به شدت از راي دادنم راضيم. در روزهاي گذشته افراد زيادي رو ديدم كه اظهار پشيموني كردن و يا به شوخي من رو مواخذه كردن كه چرا بهشون گفتم راي بدين. به شخصه اعتقاد راسخي دارم كه راي دادن ما و مهمتر از اون، خون هاي ريخته شده يك روز نتيجه ميده.

3- وقتي ميبينم بعضي از دوستان تحت تأثير لجن پراكني هاي صدا و سيما و خبرگذاري فالس (!) قرار گرفتن به شدت از زندگي نا اميد ميشم. وقتي قشر تحصيل كرده جامعه اينجور با مسائل برخورد ميكنه نبايد انتظار زيادي از بقيه داشته باشيم.

4- هنوز مشكلم با تحريم SMS حل نشده. قطعا فرستادن جوك رو تاييد نميكنم، اما از اين سرويس ميشه به بهترين شكل استفاده كرد. پيشنهاد بعضي ها هم واقعا جالبه! زنگ زدن به جاي SMS (كه سود به مراتب بيشتري براي مخابرات داره) و استفاده از سيم كارت هاي ايران سل (متعلق به سپاه) از جمله اين پيشنهاد هاي بي عيب و نقصه!!!

5- هميشه از روز اول كار متنفر بودم. براي كسي مثل من كه به واسطه كارهاي پاره وقت چندين بار يه همچين روزي رو تجربه كردم، تجربه يك "روز اول كار" ديگه واقعا مرگ آوره.



Free counter and web stats