‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه

یاد باد آن روزگاران

حتی نمی‌تونستم بند پوتین ببندم و پاچه شلوار رو گِتر کنم. جورابم رو کشیدم روی شلوارم و پوتین رو به زور کردم توی پام و راهی شدم. یک اسفند 88 سوزی توی هوا بود که غربت رفتن به سربازی رو هم به همراه داشت. با چند نفر روز تقسیم آشنا شده بودم، اما به خاطر تفاوت مقطع تحصیلی نتونستیم با هم باشیم و ساعت 5 صبح روز اول رو مجبور شدم تنهایی سپری کنم. ریش پروفوسوری رو بعد از حدود 8 سال به خاطر مدل دار بودنش زده بودم و ظاهرم خیلی کمتر از سنم به نظر می رسید و همین باعث تعجب افسرهای کادری از عبارت "ف ل و" (فوق لیسانس وظیفه) روی سینه ام می‌شد. روز اول کلاً به آموزش "آنکاد*" رختخواب گذشت. با برس پلاستیکی باید به جون پتوی روی تخت میفتادیم و پشم‌های اون رو با طرح مخصوصی مدل می‌دادیم تا فرمانده مطمئن بشه توی ساعات روز کسی روی تخت نخوابیده. بعد از روز اول، همه چیز ایده‌آل بود. دوستای خوب، جو صمیمی، بزن و برقص‌های شب‌های آسایشگاه، همه و همه چیزایی نیس که حتی بعد از دو سال بتونم فراموشش کنم. روزگار خوبی بود به هر حال دوران آموزشی صفر یک ...

* ارتش زبان خاص خودش رو داره که از جمله معجزات اون می‌شه به استفاده از "آنکاد" به جای "آنکادر"، "بیلچر" به جای "بلوچر (صندلی های آبی که به عنوان نیمکت کلاس استفاده می‌شد)" و "نهست" به جای "غیبت" اشاره کرد!

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

ارتش دست و دلباز

جناب آقاي ارتش محترم جمهوري اسلامي
با سلام
احتراماً به استحضار مي رساند، با توجه به اينكه
1- مبلغ حقوق فوق ليسانس (ستوان يك) وظيفه ماهانه 57600 تومان است
2- اين حقوق در حين خدمت به حساب واريز شده و پس از آن قطع مي گردد،
خواهشمند است توضيحات شفافي در خصوص واريز ماهانه 100000 تومان به حساب اينجانب پس از اتمام خدمت مقدس ارائه فرمائيد. شايان ذكر است كه از عدم تمايل حضرتعالي جهت پاسخگوئي و ادامة روند كنوني به شدت استقبال مي گردد.
با تشكر
آشخور سابق
.
.

اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

آش آخر

1- بعد از دوره آموزشي، قاعدتاً تقسيم شديم توي "يگان خدمتي". جايي كه سخت ترين كار توت خوردن از روي درخت ها و گپ زدن با بچه هاس. از صبح تا ظهر حدود سيصد و شصت بار ساعت رو نگاه ميكنيم تا وقت رفتن بشه و از علافي خلاص. چد روز پيش دليل بيكار بودن نيروهاي ارتش رو از يكي از كادريا پرسيدم. جواب جناب سروان دردناك بود. گويا ارتش براي بهتر استفاده شدن از نيروي انسانيش درخواست ورود به كارهاي زير ساختي رو داشته كه توسط شخص اول مملكت مورد قبول واقع نميشه و انحصار اين كارها براي سپاه باقي مي مونه. ارتش هم مجبور ميشه فقط در حالت آماده باش باشه تا فقط در صورت اعلام خطر وجودش احساس بشه.
2- بحث سياسي توي ارتش كاملاً ممنوعه. اما از نحوة برخورد كادري ها و پدر كشتگي اونها با سپاه خيلي چيزها رو ميشه فهميد. هيچوقت صحنة برافروخته شدن فرمانده به خاطر چفيه انداختن يكي از بچه هاي ارزشي رو فراموش نميكنم.
3- روزهاي اول با كلاهي كه تا روي چشمم پايين ميومد مشكل داشتم. در اين حالت براي ديدن مقابل بايد حتماً سر رو از حالت عادي بالاتر گرفت. شعار ارتش براي توجيه بالا گرفتن سر هم جالبه: "ارتشي جلوي هيچكس شرمنده نيست" و انصافاً هم تا حالا شرمنده نبوده. يه حس عجيبي بهم ميگه روزي مي رسه كه به چند ماه خدمت كردن توي ارتش افتخار خواهم كرد.

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

ارتش فداي ملت

از ابتداي نا آرامي هاي بعد از انتخابات، سوالي كه ذهنم رو به خودش مشغول كرد اين بود كه نقش ارتش در اين نا آرامي ها چيه. آيا ارتش بايد به كمك حكومتيان بياد و مردم رو سركوب كنه يا فداي ملت باشه و حامي اونها. اما تا نماز جمعة سبز خبري از اونها نشد. پنجشنبة قبل از اون نماز بود كه به گفتة برخي از سايت ها 50 نفر از ارتشيان تصميم گرفتن كه به قصد حمايت از مردم با لباس رسمي خودشون در نماز جمعه حاضر بشن و البته بعد از همون جلسه بازداشت شدن. هرچند اين خبر در حد همون سايت ها باقي موند اما انتشار نام افراد بازداشت شده بر صحت خبر افزود.
ماه ها از اون قضيه گذشت تا اينكه ديشب خبرنامة گويا نامه اي منتسب به فرمانده هاي ارتش رو منتشر كرد كه حاكي از تهديد اونها به برخورد با برخوردكنندگان با مردم بود. فارق از اعتبار اين خبر و درست و نادرست بودن اون، به راحتي ميشه گفت كه اين گونه نامه ها باعث قوت قلب جنبش سبز ميشه و در صورتي كه اين حمايت ها به صورت عملي بروز پيدا كنه پيروزي رو ميشه نزديك تر از اون چيزي كه به نظر مياد احساس كرد.
پ.ن: تحليل هايي هم مطرح شده كه اين نامه توسط خود كودتاچيان تنظيم شده تا دست اونها براي برخورد بازتر بشه. البته من دقيقاً متوجه نشدم چرا!
Free counter and web stats