‏نمایش پست‌ها با برچسب فيلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فيلم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۱۲, پنجشنبه

از بهترین‌های من (4)

بذار یه چیزی رو برات روشن کنم رفیق. امید چیز خطرناکیه؛ می‌تونه یه مرد رو دیوونه کنه.

(+)

۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

ثبات، گوهر گم شدة این خاک

"دهه‌ات گذشته مربی، اگه اون اسلحه دستت نباشه کی به حرفت گوش میده؟ اینه که برات زور داره، یه دهه حرف زدی ساکت بودیم، کر کری خوندی ساکت بودیم، گرفتی ساکت بودیم، پس دادی ساکت بودیم، حالا اجازه بده ما حرف بزنیم، خانوما آقایون دوست دارین یکی از این کشورها دوباره به ما حمله کنه؟ دوست دارید جنگ بشه؟
ثبات، دهه ما دهه ثباته، امنیت،این کشور کی باید روی امنیت رو ببینه؟ کی باید روی ثبات رو ببینه؟
اون پسر تو کی باید بتونه برای آینده اش برنامه ریزی کنه؟ دهة من هم نیست"

و سلحشور نمی‌دانست دهة مربی تا همین امروز هم ادامه خواهد داشت!

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

از بهترین‌های من (3)

پیر شدن آدم‌ها غمگینه، پیر شدن بعضی‌ها غمگین‌تر

۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه

حراج تهران من

باید اعتراف کنم که فیلم دیدنم همیشه حسی بوده و پیش اومده که نه تنها از بعضی از فیلم های تحسین شده خوشم نیاد، بلکه حتی برخی از فیلم های به گفتة کارشناسان "چیپ" رو هم دوست داشته باشم. "مجنون لیلی" قاسم جعفری از این دست فیلم ها بود که با شکل روایت و اپیزود آخرش با بازی بهداد به شدت حال کردم، اما وقتی نقدهای فیلم رو خوندم فهمیدم با منتقد جماعت نباید وصلت کنم!
"تهران من حراج" اما توی دستة اول بود. شاید اگه به عنوان یک پایان نامة دانشجویی بهش نگاه می شد (که واقعاً هم همین بوده) می شد اون رو تحسین کرد، اما در حدی که انتظار داشتم جذبم نکرد. ضمن اینکه همیشه هم با فیلم های جشنواره ای که "فقط" دست روی نقاط منفی جامعه می گذارن مشکل داشته و دارم و این هم البته به همون حس خط اول بر میگرده؛ حس هر شخص هم برای خودش محترمه، می تونه از نظر دیگران پشیزی ارزش نداشته باشه!

با آرزوی آزادی همة سینمایی های دربند که کم کم داره جمعشون برای ساختن یک فیلم اوینی جمع می شه!

مرتبطات:
تهران من حراج (دانلود)
کارتون مانا نیستانی (مشاهده)
مصاحبة ناصر تقوایی در مورد این فیلم و همسرش (مشاهده)
صفحة آی-ام-دی-بی فیلم (مشاهده)


۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

از بهترين هاي من (2)

ا
Life is like a box of chocolates...you never know what you're gonna get.


۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

از بهترين هاي من (1)

ا


Laugh and the world laughs with you. Weep and you weep alone


۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

1984


تفاوت اصلي رمان با فيلم در استفاده از قوة تخيل مخاطبه. توي رمان به خاطر نبودن تصوير، خواننده بر اساس توصيف هاي مطرح شده به حداكثر تخيل خودش رجوع و صحنه رو بازسازي مي كنه. اما توي فيلم مجبور به پذيرش تصوير ارائه شده هستيم. دليل اصلي اينكه ديدن فيلم هايي كه رمانش هم خونده شده چندان لذت بخش نيست مي تونه همين باشه. مثلاً توي كتاب هري پاتر (همون جلد اول) به سالني اشاره ميشه كه ارتفاع سقفش به اندازة آسمونه. تداعي كردن اين سالن مي تونه لذت بخش باشه با اين حال وقتي توي فيلم سالني رو مي بينيم كه با تمام تلاشي كه براي ارتفاع سقف شده باز هم كوتاهه، كمي توي ذوق مي خوره.

اما در مورد 1984 قضيه كاملاً فرق داره. جرج اورول توي كل كتاب سعي مي كنه فضاي محدود و خفقان كشور "اشنيا" رو نشون بده. بنابراين ديدن فيلم اين اثر نه تنها مشكلي پيش نمي ياره، بلكه فضاي وحشت ناشي از خفقان رو به بهترين شكل تقويت مي كنه. پس سخن گزافي نيست اگه بگم بهترين فيلم اقتباسي از رمان بود كه تا حالا ديده بودم. البته نبايد فراموش كرد كه شباهت هاي بيشمار اين جامعة تخيلي با جامعة حقيقي خودمون هم بر جدابيت ها اضافه كرده شايد ديدن فيلم براي مردم كشورهاي ديگه چندان جالب نباشه.

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

اياك والدما

مستند 45 دقيقه اي اياك والدما در مورد حوادث بعد از انتخاب ايران و به گفتة شخص منتشر كننده به سرپرستي ابراهيم ح از كارگردانان نامي ايران سينماي ايران تهيه شده كه البته حدس زدن نام اين كارگردان چندان سخت تيست. حتي اگر اين مسئله حقيقت هم نداشته باشه، حرفه اي بودن تدوين تصويري و موضوعي نشان از كاربلد بودن كارگردان داره. من هم امروز قسمت شد و اين فيلم تكان دهنده رو ديدم و من موندم و يادآوري اون روزهاي نه چندان دور و چشمان پر از آب.

۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

Ross Geller


به شكل عجيبي شخصيت اين آدم توي سريال دوستان و فيلم هيچ بزرگ شبيه منه. خدا آخر و عاقبتمون رو به خير بگذرونه

۱۳۸۷ خرداد ۳۱, جمعه

بدون شرح


سريال فرندز، توصيف قهرمان مبارزه غير كنترلي در آمريكا

۱۳۸۶ اسفند ۲۵, شنبه

the kite runner

بالاخره قسمت شد و فيلم بادبادك باز به دستم رسيد. با توجه به تجربه تلخي كه با ديدن بعضي از فيلم ها بعد از خوندن كتابش به دست آورده بودم، انتظار بالايي از فيلم نداشتم. اما انصافاً فيلم خوبي از آب در اومده بود. بيشتر از همه بازي زيباي همايون ارشادي بود كه به دل ميشست و صحنه هاي فيلم برداري از بادبادك بازي هم كه فوق العاده بود. هر چند كه بخش هاي مهمي از كتاب به ناچار حذف شده بود، اما فكر ميكنم يكي از بهترين فيلم هاي ساخته شده از روي رمان باشه.
پي نوشت بي ربط: فيلم اخير مخملباف با نام فرياد مورچه ها نيز رويت شد. با اينكه از لحاظ موضوعي و روند فيلم مثل بقيه فيلم هاي خودش بود، اما هيچ وقت اون رو در يك جمع خانوادگي اكران نكنيد. از من گفتن بود
Free counter and web stats