‏نمایش پست‌ها با برچسب سريال. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سريال. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ دی ۱۵, یکشنبه

Dexterized

اگر بخوام خیلی رمانتیک و احساسی به قضیه نگاه کنم، هر کدوم از سریال‌هایی که دنبال می‌کردم حکم یکی از بچه‌هام رو داشت. از فرندز و سه بار دیدنش گرفته، تا لاستی که عاقبت به خیر نشد و اون چندتای دیگه. این وسط اما "دکستر" فرزند خلفی بود برای وقت‌هایی که صرفش کردم. دکستر شد همون سریالی که من یک بخش از وجودم همیشه طلب می‌کرد، یک چیزی سبک‌تر از اسلشرهای هالیوودی و کمی "مردونه‌تر" از موارد دیده شده از جانب همه. دکستر همون شخصیتی بود که تعریف کردنش برای خیلی‌ها، اونها رو از تماشای سریال منصرف می‌کرد و من رو متهم به روان پریشی و خون طلبی!
دکستر هم تموم شد و خاطرات سه سال گذشته رو هم با خودش برد؛ سربازی، مشغول به کار شدن، عاشق شدن، فارغ شدن و ... خود دکستر دیدن حتی ...

۱۳۹۱ آبان ۲۰, شنبه

دار مکافات

عاشق سریال‌های آمریکایی هستم، علیرغم همة ژست‌های روشنفکری، توی همشون "بدمن‌ها" قبل از مردن به سزای اعمالشون می‌رسن. این اجنبی‌ها یا به زندگی اخروی اعتقادی ندارن، یا نگاهشون به دنیا خیلی ایده‌آل‌تر از ماست!

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

از بهترین‌های من (3)

پیر شدن آدم‌ها غمگینه، پیر شدن بعضی‌ها غمگین‌تر

۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه

تا هميشه

سال 73 یا 74 کلاس چهارم بودم. برنامه کودک ساعت 5 شبکه 1 برنامه ای داشت به اسم صندوق پست که توش یه مجری کم مو نامه های فرضی رو از یه صندوق پست عروسکی تحویل می گرفت و در خلال اون نامه ها توصیه های اخلاقی رو به زور توی کلة بچه ها فرو می کرد. شخصیتی به اسم ژولی پولی هم اون وسطا روی اعصاب رژه می رفت.
بعد از چند برنامه، شخصیت جدیدی وارد شد که کم کم باعث محبوبیت برنامه شد و اون مجری کم مو رو تبدیل کرد به "آقای مرجی". کلاه قرمزی و بعد از اون پسر خاله دو سالی رو مهمون خونه ها بودن و نقطة اوجشون رو هم توی سینما نشون دادن و رکورد فروش تاریخ سینمای ایران رو زدن.
مدت ها گذشت. تقویم سال 81 رو نشون داد و گردش روزگار هم من رو انداخت توی ترم 3 دانشگاه. کلاه قرمزی و پسر خاله اینبار با سروناز برگشتن روی پردة نقره ای و بازهم با اشتیاق رفتیم سینما فلسطین و خاطرات رو زنده کردیم.
سال 88 و 90 هم دوتا سریال از گروهشون پخش شد تا مشخص بشه یک تیم حرفه ای و تغییرات به روز و اضافه کردن شخصیت های جدیدی مثل گیگیلی، پسر عمه زا، ببعی، فامیل دور و ... می تونه باعث بشه که بعضی از چیزها هیچوقت تموم نشن. اما نکتة جالب اینه که بچه های این نسل ارتباط چندانی با کلاه قرمزی برقرار نمی کنن. شاید دلیلش این باشه که کلاه قرمزی و پسر خاله هم با ما بزرگ شدن، عاشقی کردن رو یاد گرفتن و سختی کشیدن.
با همة این مسائل، به احترام حمید جبلی، ایرج طهماسب، مرضیه محبوب و بقیة دوستان کلاه از سر بر می دارم که نه تنها کودکی من رو تحت تأثیر قرار دادن، جوونی رو هم با مرور اون خاطرات رنگ تازه ای دادن.

۱۳۸۹ مهر ۲۷, سه‌شنبه

ملت تلخ

1- مهران مديري در يك حركت انقلابي و در حمايت از جنبش سبز به ديدار شخص اول مملكت نرفت و بايد در پاسخ به اين عمل متحورانه، سريالش رو در بازار ناياب كنيم. اليوم، كپي و دانلود اين سريال فاخر در حكم محاربه با جنبش محسوب خواهد شد.
2- برادران آقاگليان جزو مزدوران صدا و سيما به حساب ميان كه تبليغات يكي از شبكه ها رو به صورت يكجا خريده و به شركت هاي مختلف مي فروشن. دليل اصلي عدم پخش قهوة تلخ هم فقط حساب دو دو تا چهارتا و زياده خواهي اين دو برادره.
3- مهران مديري، در يك حركت مزدور مأبانه به ديدار رئيس حكومت رفت و اثرش رو تقديم كرد. اليوم، هر كس يك كپي از اين سريال مبتذل رو تهيه كنه، يك وجب از خاك بهشت را از آن خود كرده. رسانه شمائيد!
استدلال هاي فوق همه از سمت يك طيف خاص مدعي جنبش در فاصلة زماني كوتاهي در بالاترين منتشر شد و لايه هاي سطحي احساسات رو هدف گرفت. هيچ كجاي اين استدلال هاي كاملاً منطقي! اثري از كلمة "حقوق مؤلف" نيست. در واقع اين دوستان حاضر هستن براي پيش بردن به اصطلاح مبارزات خودشون، ارزش هاي اخلاقي رو زير پا بگذارن و حق شخص ديگري رو پايمال كنن. چرا ما نبايد به جايي برسيم كه حتي اگر علاقه اي به ديدن شاهكارهاي دهنمكي داشتيم، اصل اون رو تهيه كنيم و با توجيه هاي بي ارزشي مثل مزدور بودن طرف يا استفاده از رانت دولتي اخلاقيات رو زير پا نگذاريم.
تقريباً با ربط: دوستي به نقل از يكي از كاريكاتوريست هاي معروف مي گفت كه بهترين سريالي كه در عمرم ديدم "فرندز" بوده، حتي با اينكه هيچ كمكي به جنبش سبز نكرده!
.
.

اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

دوقلوهاي غريبه


از همون زمان بچگي، توي عالم كودكي بودن هم باعث نمي شد بچه هاي مدرسه از قوة تخيل خودشون استفاده نبرن و شايعاتي رو در مورد پشت صحنة كارتون ها مطرح نكنن. اوج اين شايعات هم مربوط به كارتون فوتباليست ها و رابطة بازيكنا با تماشاچيا بود كه اخيراً با ديدن نسخة اصلي اون مهر تآئيدي بر تمام شايعات زدم! اما يكي از كم حاشيه ترين كارتون ها، "دو قلوهاي افسانه اي" بود كه به خاطر رابطة مقدس خواهر و برادري، مي تونستن به راحتي جلوي دوربين جمهوري اسلامي دست هم رو بگيرن و شق القمر كنن.
اما الان همه چيز برام عوض شد و يأس فلسفي منو فرا گرفت. تو صفحة اين كارتون توي ويكي پديا نوشته كه جولز چيني بوده و جولي انگليسي، پدر و مادرهاي مختلفي داشتن و تنها نقطة مشتركشون به دنيا اومدن توي يك زمان بوده. و من بعضي وقتا به فكر فرو مي رم كه توي عالم بچگي چه دروغ هايي به ما گفته شده و تا چه حد مي تونيم به چيزايي كه ديديم و باهاش خاطره داريم اعتماد كنيم اگه پس فردا معلوم بشه كه كونا با خانم لورا، شيپورچي با خانوم كوچولو، هادي با هدي و ... هم رابطه اي غير از اون چيزي كه مي ديديم داشتن، بايد با معصوميت از دست رفتة دوران كودكي چه بكنيم؟
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ خرداد ۲۹, شنبه

صداي نوستالژيك

اسم نوشابه اميري از بچگي توي ذهنم بود، اما وقتي اينطرف اونطرف مقالاتش رو مي خوندم حافظه در يادآوري ياري نمي كرد. تا اينكه چند روز پيش مهمون صداي آمريكا بود و بستن يك لحظة چشم همان و پرت شدن به دنياي كارتون هاي كودكي همان. استرلينگ و كــونا و لوسين شخصيت هاي كم اهميتي براي نسل من نيستن كه به راحتي بتونم صداشون رو از ياد ببرم.

۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

برزخ - پايان لاست


در شوي تلويزيوني جيمي كيمل در كانال abc برنامة طنزي با حضور بازيگرها ترتيب داده شده بود در مورد پايان هاي محتمل لاست كه اكثراً طنز و مبتني بر معلوم نبودن آخر لاست بود. اما دو سه نكته بود كه مي شه اونها رو به عنوان كانديداهايي براي پايان لاست در نظر گرفت:
1- بعضي از اديان معتقدند كه زندگي كنوني ما آزموني است براي يك زندگي اصلي. اگر در اين آزمون موفق باشيم، زندگي اصلي شروع مي شه، اما اگه نا موفق باشيم، به جهنم مي ريم يا اصولاً جايي نمي ريم. اين سريال آزمون جك رو نشون مي داد كه در اون موفق شد.
2- بعضي از اديان اعتقاد دارن كه آدم بعد از مرگ مرحله اي رو تجربه مي كنه كه مي تونه يك نانو ثانيه و يا مدت زيادي طول بكشه (برزخ). در اين مرحله هر شخصي مرگ خودش رو به ياد مياره. تمام كساني كه توي زندگي براي آدم مهم بودن هم در اين مرحله حضور دارن و تجمع اونها منجر به ورود به مرحلة بعدي بعد از برزخ ميشه.
3- شخصيت هايي كه مثل مايكل كه كارهاي بدي انجام داده بودن، درون جزيره گيركرده و همچنان زمزمه ميكردن. به اين دليل داخل كليسا نبودن.

پ.ن.1: همونطور كه قبل از اين هم انتظار داشتم به دليل پراكندگي زياد موضوعي، فقط مسايل ماورايي قادر به جمع كردن سريال بودن.
پ.ن.2: از دوست عزيزي كه اين شوي تلويزيوني رو معرفي كرد شديداً ممونم.

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

S06 E17-E18

بالاخره لاست هم تموم شد. به قول يكي از نويسندگانش اين خيلي خوبه كه تازه با تموم شدنش، براي بيننده فكر كردن در مورد اون شروع مي شه. بعد از دين قسمت آخر كاملاً احساس خنگي بهم دست داد و از خودم نا اميد شدم. اما با وبگردي بين دوستان متوجه شدم كه هيچوقت نبايد از خودم نا اميد بشم!
براي شخص من، لاست غير از خود لاست، خاطرات خوابگاه رو هم برام زنده ميكنه. روزهايي كه در يك حركت سه نفره با مهران و رسول، فقط چند دقيقه بعد از پخش سريال توي ABC، سريال توي اتاق ما هم اكران مي شد!

پست هاي مرتبط:

لاست عباسي
گمگشته
از Friends تا پاورچين

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

لاست عباسي

كمتر كسي پيدا ميشه كه دكتر (؟) حسن عباسي و تحليل هاي تخيلي اون رو نشناسه. شايد تنها كسي كه توي دنيا بتونه كوچكترين و بي ربط ترين اتفاقات رو به لابي صهيونيست ها نسبت بده همين دكتر عباسي مورد نظر باشه. به بهونة شروع سيزن آخر سريال لاست، نقد و بررسي اين سريال توسط نامبرده به دستم رسيد كه مرور فرازهايي از اين تحليل خالي از لطف نيست:
- ناتوي فرهنگي از سينماي استراتژيك عبور كرده و به تلويزيون استراتژيك رسيده
- لاست هم گمشده معني ميده هم گمشده ها!
- جايي كه هواپيما سقوط ميكنه عين بهشته، يعني تمام فيلم كارت پستاله كه القا ميكنه بهشت مد نظر همينه
- اگر افلاطون ميخواست كتاب جمهور رو امروز بنويسه لاست رو ميساخت
- از تمدن اسلامي فقط يك نفر در اين سريال وجود داره و اونهم هنرپيشة فاسد آمريكاييه. يك رگ اون هندي و يك رگش غربيه، درست مثل سلمان رشدي
- به جز چند نفر كه نمايندة نژادهاي مختلف بقيه شامل آنگلوساكسون ها هستن
- بنجامين و جيكوب نمايندة يهود هستند كه تمام پشت صحنة اين جزيرة جهاني زير نظر اونهاست
- نقش اول "جك شپارد!" نام داره كه بنا بر اعتقاد مسيحي ها نقش چوپاني اين گله رو از ابتدا بر عهده داره. او نماد انسان با كلاس ليبرال هاست
- انسان تراز پايين ليبرال ها "ساوير"ه كه از داستان تام ساير گرفته شده
- جان لاك پدر ليبراليسمه، بعد از ديدن اين فيلم بدون اينكه متوجه بشين دورة ايدئولوژي ليبراليسم رو گذرونديد
- "كيت" كاناداي الاصل و در اصل يك موسيونر مذهبي بوده
- هارون (بچه كلر) در انديشه يهودي و مسيحي كسيست كه گوساله سامري رو ساخت و تنها فرد به وجود آمده در اين جزيره است
- شانون نماد سبك زندگي آمريكايي با هيكلي مشبه باربيه. پسر مسلمان عاشقش ميشه كه ميخواد بگه مسلمانان فقط با بخش لمپني غرب ميتونن رابطه برقرار كنن. البته عشق ناكام اين دو نشون ميده كه مسلمونا نميتونن سرزمين آمريكا رو دو رگه بكنن!
- برگشت به جزيره در قسمت آخر نشون ميده كه از ليبراليسم كسي نميتونه فرار كنه
- تمام آدم هاي فيلم از جمله هارون حرامزاده هستن. تمدن حرامزاده- ز*نا زاده
- تمام تصميم گيرنده ها توي فيلم آنگلوساكسون هستن. پس كسيكه فيلم رو ميبينه به اين فكر ميكنه كه وقتي رفت توي سازمان ملل بايد بشينه تا بقيه براش تصميم بگيرن!
- فارادي در اين فيلم نقش امام زمان رو داره كه بر زمان امامت ميكنه!
- (تمجيد از آثار دهنمكي، تقبيح آثار رضا عطاران و توهين مستقيم به گلشيفته فراهاني)

در پايان اميدوارم اين جناب دكتر هميشه سلامت و سرحال باشه تا بتونه لحظات شاد و مفرحي رو براي ما ايجاد كنه


پست مرتبط: گمگشته

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

نوستالوژي

1- كارتون "كاپيتان سوباسا در راه جام جهاني 2002" به دستم رسيد و دارم ميبينم. 20 قسمت اول مرور همون قسمت هاي پخش شدة قبلي با كم كردن درجة تخيل، و 32 قسمت بعد بزرگ شدن شخصيت ها تا رسيدن به جام جهاني رو نشون ميده. لذت رفتن به اول راهنمايي و انتظار بعد از ظهرهاي جمعه براي تماشاي برنامه كودك ...
2- گروه "old cartoon" در فيس بوك رو به تازگي دريافتم. از تمام كارتون ها، سريال ها و كلاً برنامه هاي دوران كودكي توش يه چيزي پيدا ميشه و با ديدنش خاطره اي زنده ...
3- برنامة "نقره" رو خيلي دير كشف كردم. الان ظهرهاي يكشنبه از شبكه جام جم بازپخش ميشه. برنامه هايي كه گرد فراموشي روشون نشسته رو ميشه به لطف آرشيو صدا و سيما غبار روبي كرد و گذر عمر هنرمندان دورة كودكي رو با تمام وجود احساس ...
4- نميدونم مرور خاطرات كجاي ذهن يا وجود انسان رو قلقلك ميده. اما هرجايي هست، اتفاق خوشايندي رو به وجود مي ياره كه تجربه كردن اين حس ارزش وقت گذاشتن رو داره.

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

گمگشته

جناب آقاي رئيس تلويزيون
با سلام
احتراماً در راستاي خبر روزنامه گاردين مبني بر خريد سريال لاست توسط ايران و اسلاميزه نمودن و پخش آن، پيشنهادات زير به گروه "تغيير" در جهت هرچه بهتر اسلامي شدن آن ارائه ميشود:
1- هواپيما از قم به مقصد مشهد در حال حركت بوده كه به دليل اشتباه خلبان در جزيره اي در خليج فارس سقوط ميكند.
2- ساكنان نجات يافتة هواپيما عبارتند از: "ساير" به همراه خواهرش "كيت" و همسر او "دكتر جك"، "سعيد" از طلاب حوزه علميه قم كه براي انجام مراسم عمامه گذاري به مشهد ميرود، "جين" و همسرش كه به تازگي به اسلام گرويده اند، "جان لاك" از جانبازان جنگ تحميلي، "چارلي" آهنگ ساز گروه تواشيح، "كلر" خواهر چارلي كه براي انجام زايمان به مشهد ميرود و ... .
ضمناً جهت جلوگيري از استفاده از هر گونه اسم اجنبي، اسامي شخصيت ها به صورت زير تغيير خواهد يافت:
ساير= عباس، دكتر جك شپرد= دكتر جواد چوپاني، كيت آستن= كوكب آستاني، سعيد جراح= حجة الاسلام سعيد جراح، چارلي= چنگيز، كلر= زينب و جان لاك= جمشيد لاكاني.
بديهي است ادامة فيلمنامه بر مبناي تغييرات انجام شده در تعريف شخصيت ها تغيير خواهد يافت.

با تشكر

۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

از Friends تا پاورچين

بعد از تموم شدن ديدن سريال فرار از زندان به عنوان سومين سريال آمريكايي كه ديدم، شديدا به فكر فرو رفتم كه چرا ايران نميتونه در زمينة سريال سازي به تير رس اجنبي ها نزديك بشه و ما بايد در آرزوي يه سريال با كيفيت بمونيم. بعد از اينكه به مقدار بسيار زيادي IQ سوزوندم به نتايج زير رسيدم و با اين اوصاف هيچوقت نبايد انتظار يك سريال با كيفيت رو در صدا و سيماي جمهوري اسلامي داشته باشيم:
1- مسئله مالي: يكي از اصلي ترين دلايل ضعف سريال هاي ايراني، كمبود منابع مالي اختصاص داده شده به اين سريال هاست. توي ويژه نامه هفته نامه فقيد شهروند امروز در مورد سريال Lost خوندم كه فقط قسمت اول اين سريال
14 ميليون دلار هزينه داشته كه براي 40 دقيقه رقم سرسام آوريه. هزينه هاي سريال سازي در ايران را شايد بشه با مقدار ريالي اين عدد مقايسه كرد.
2- زمان: سريال هاي ماه رمضون بهترين نمونه براي روند سَمبل سازي در سريال سازي ايرانه. پيش توليد و توليد و پخش اين سريال ها همه در عرض 3-4 ماه انجام ميشه كه براي يك سريال 30 قسمتي فاجعه باره. سريال Friends ده سال در آمريكا روي آنتن بود. براي هر قسمت 20 دقيقه اي اين سريال يك هفته تلاش شبانه روزي انجام ميشد. متن ها به وسيلة گروه نويسندگان نوشته و بعد از اون جلوي 80 نفر از نخبگان طنز اجرا و اصلاح ميشد تا به مرحلة فيلم برداري برسه. مقايسه اين مسئله با طنزهاي نود شبي خودمون نتيجه جالبي به دنبال نخواهد داشت!
3- ايده: ضعف ايده و فيلم نامه در سريال هاي ايراني چشمگيره. ايده اي كه نهايتاً ميشه يك ساعت بيننده رو باهاش سرگرم كرد، محور اصلي يك سريال 20 قسمتي ميشه كه باعث كشدار شدن و خسته كنندة شدن سريال خواهد شد. اگر هم سريالي مثل پاورچين به خاطر ايده هاي نابش معروف شد و مورد توجه قرار گرفت، استفاده از بيشتر از 100 ايدة سريال Friends دليل اصلي اون بود.
4- روابط: ساختار مريض اداري ايران در مسئله سريال سازي هم بي اثر نبوده. سريال يوسف پيامبر در سه مورد گفته شده در بالا مشكلي رو احساس نميكرد. رقم نجومي 6 ميليارد تومن به عنوان بودجه، 6-7 سال زمان ساخت و ايدة تاريخي اون نويد يك سريال بي نظير در تلويزيون ايران رو ميداد. اما استفاده از يك كارگردان كار نابلد فقط به صرف ارادت به دولت باعث شد كه اين سريال تاريخي تا حد يك شوي تبليغاتي براي دولت نهم افت كنه.
5- سليقه مردم: بنا بر دلايل نامشخص، سعي شده كه سليقه مردم ايران پايين نگهداشته بشه. فروش 8 ميلياردي شاهكار مبتذل دهنمكي و بينندگان پرو پاقرص سريال هاي سطحي كره اي باعث ميشه كه انتظار درك كردن پيچيدگي هاي سريال هايي مثل Lost توسط مردم مسئله اي رويايي به نظر بياد.
6- اصولا آدمي نيستم كه به نيمه خالي ليوان نگاه كنم، اما به جز يكي دو تا قطره بايد آبي توي ليوان باشه كه بشه بهش نگاه كرد!


۱۳۸۷ خرداد ۳۱, جمعه

بدون شرح


سريال فرندز، توصيف قهرمان مبارزه غير كنترلي در آمريكا
Free counter and web stats