وقتی موقع انتخابات میرسید، تا حدود 20 روز قبل از اون هیچ احساس خاصی نداشتم. عملاً جو گرفتگی من از همون حدود 20 روز قبلش شروع میشد، حالا یا به دلیل رفتن توی ستاد خاتمی، یا تبلیغ برای تحریم، یا حضور در 12 هزارنفری سبز آزادی. اما مهم این بود که قبل از این 20 روز هیچ خبری نبود و همه چیز مثل حالت عادی پیش میرفت. امسال اما، یک تفاوت اساسی هست؛ یادم نمیاد تاحالا هیچ کانسپتی بیهودهتر و بی خاصیتتر از انتخابات این دوره سراغ داشته باشم. و مشخصاً منظور از کانسپت، تمام مفاهیم جاری در زندگی سی ساله فارغ از سیاسی بودن یا نبودن اونهاست. اما به قول دوستی، هنوز هم یه تیکه از وجودم روی پشت بوم و توی خیابونها و جلوی ساختمون 23 کوی به امید سر اومدن زمستون مونده و همچنان عذاب وجدان از تنفس در هوای آزاد در حالیکه ...
نمایش پستها با برچسب تاريخ. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب تاريخ. نمایش همه پستها
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه
۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه
مرد فین
استعداد ذاتی نسل من در ساختن اسطورههای پوشالی به حدی بوده که به هر موفقیت تاریخی بدبین شده باشم. از کورش کبیر گرفته تا خون عاریایی و دکتر حسابی و بقیه، همه بیشتر در نظر من کاریکاتورهای بزرگنمایی شده از شخصیتهای موفقی هستن که به خاطر سرخوردگیهای معاصر، به شدت بزرگتر از واقعیت به تصویر کشیده شدن.
اما قضیة امیرکبیر کمی متفاوته. هنوز تعصبی که روی اسم این شخص دارم، و دلیلش هم کاملاً مشخصه، باعث نشده تا به دنبال انکار سجایای اخلاقیش دست به مطالعه و تحقیق سطحی بزنم. کاری که در مورد سایرین به راحتی انجام شد.
وقتی وطن به خون خودش تشنه میشود
اما قضیة امیرکبیر کمی متفاوته. هنوز تعصبی که روی اسم این شخص دارم، و دلیلش هم کاملاً مشخصه، باعث نشده تا به دنبال انکار سجایای اخلاقیش دست به مطالعه و تحقیق سطحی بزنم. کاری که در مورد سایرین به راحتی انجام شد.
وقتی وطن به خون خودش تشنه میشود
عشق است اگر نصیب رگم دشنه میشود
خون مرا بریز به رگهای میهنم
خون مرا بریز به رگهای میهنم
هرگز به حرمت وطنم دم نمیزنم
۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه
سرو
من اصولا آدم ریسک پذیری نیستم. این رو قبلا هم گفتم و خودم هم کاملا قبول دارم. اما نمی دونم چه اتفاقی افتاد که از مواضعم کوتاه نیومدم. روی حرفم تا آخرش وایسادم و پا پس نگذاشتم. خیلی خوش بینانه بود که طرف مقابلم خم به ابرو نیاره و ساکت بشینه. زندگی همیشه خوشبینانه نیست و طرف مقابل هم ساکت ننشست. من رو گرفت، از خانوادم دور کرد. از خیابونهام دور کرد، از هوای تازه دورم کرد. و من مُردم، طاقت نیاوردم و رو به قبله شدم. نفهمیدم کسی اون بیرون حرف من رو ادامه داد یا نه، اما من تحمل نکردم و مُردم. بعدش که از بالا نگاه میکردم، دیدم انگار نه انگار که من برای این مردم مُردم، کسی عین خیالش نبود و زندگی در جریان بود. حافظة تاریخی مردممون خوب نیست و من مُردم تا این رو فهمیدم.
یک لحظه بودن به جای میرحسین برام قابل تصور نیست. غربت حبس از یک طرف و دل بستن به جماعت اهل کوفه از طرف دیگه. و حالا که بوی آزادی به مشام می رسه فقط می تونم بگم شرمندتم میر، کاری جز اثبات کوفی بودن از دستم بر نیومد، اما به قول دوستی، تو محکوم به محبوب بودنی، بمون و ثابت کن که میشه جلوی شب هم ایستاد.
یک لحظه بودن به جای میرحسین برام قابل تصور نیست. غربت حبس از یک طرف و دل بستن به جماعت اهل کوفه از طرف دیگه. و حالا که بوی آزادی به مشام می رسه فقط می تونم بگم شرمندتم میر، کاری جز اثبات کوفی بودن از دستم بر نیومد، اما به قول دوستی، تو محکوم به محبوب بودنی، بمون و ثابت کن که میشه جلوی شب هم ایستاد.
۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه
ماه حرام
محرم رو از وقتی یادم میاد که توی تابستون بود. تلویزیون دو تا کانال بیشتر نداشت و تعطیل شدن همه برنامهها رسماً تعطیلات تابستون رو به افسردگی میکشوند. از همون زمان از نظم گروهی خوشم میومد و به خاطر همین دستههای زنجیر زنی خیابونی رو با لذت نگاه میکردم و دقیقا از همون زمان این سوال برام مطرح بود که چرا ملت مسلمون توی این ایام به جای جشن، علم عزاداری بلند و زار زار به عاقبت به خیر شدن مرادشون گریه میکنن.
سالها که گذشت، شدت افسردگی پذیری محرم هم کمرنگتر شد. تلویزیون با گذاشتن میتی کومون توی روزهای عزاداری استارت زد و ماهواره و اینترنت هم راه رو ادامه دادن. حالا توی محرم دیگه خبری از اون افسردگی نیست، هنوز از نظم گروهی خوشم میاد، و هنوز اون سوال بچگی برام بی جواب مونده. اما یه چیز رو مطمئنم و اینکه احترام به عقاید دیگران اصلیه که زمان و مکان نداره، حتی اگه به نظر من زار زدن توی این روزها بزرگترین بیاحترامی به همین روزها باشه.
سالها که گذشت، شدت افسردگی پذیری محرم هم کمرنگتر شد. تلویزیون با گذاشتن میتی کومون توی روزهای عزاداری استارت زد و ماهواره و اینترنت هم راه رو ادامه دادن. حالا توی محرم دیگه خبری از اون افسردگی نیست، هنوز از نظم گروهی خوشم میاد، و هنوز اون سوال بچگی برام بی جواب مونده. اما یه چیز رو مطمئنم و اینکه احترام به عقاید دیگران اصلیه که زمان و مکان نداره، حتی اگه به نظر من زار زدن توی این روزها بزرگترین بیاحترامی به همین روزها باشه.
۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه
به من شلیک نکن
دیکتاتورها زندگی خوبی رو تجربه میکنن، قدرت بی حد و حساب اونها رو به شدت ارضا میکنه و شدت ارضا شدن به حدی هست که برای حفظ اون حاضر به کشتن و بستن و تجاوز کردن و شکنجه باشن. دیکتاتورها، نگاهشون به ثروت از چارچوب قدرت عبور میکنه و بنابراین مشکلی در مایه گذاشتن از اولی برای حفظ دومی نمیبینن. قانون نانوشتهای اما میگه، پایان دیکتاتورها دردناک، حقارت آمیز و عبرت آموزه. حالا تو خواه از پایانش پند بگیر و خواه ملال. ره درازست و قلندر بیدار.
*عنوان: آخرین جملة منسوب به سرهنگ قذافی
*عنوان: آخرین جملة منسوب به سرهنگ قذافی
۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه
نسل بی خاطره
مامان من تقریباً نیمی از عمر خودشون رو قبل و بقیه اش رو بعد انقلاب سپری کردن.
مامان من سی سال پیش شستشوی فکری داده شدن، و بنابراین حالا به طور نامحسوسی از تکرار این قضیه فراری هستن.
برای مامان من به صورت پیش فرض تمام خبرها دروغه، مگر اینکه عکسش توسط چهار نفر آدم عاقل و بالغ و مورد اطمینان ثابت بشه.
حکومت از دید مامان من فقط شامل شاه یا ولی فقیه می شه، بنابراین جملة "هرکی بیاد مثل همینا می شه" رو زیاد می شنویم ما!
نسل مامان من حالا نه تنها پر از عذاب وجدان از اشتباهات تاریخ ساز نسل خودشه، بلکه به شدت دچار دوگانگی عقاید شده.
نسل مامان من شاید، خیلی قابل ترحم تر از نسل ما باشه ...
مامان من سی سال پیش شستشوی فکری داده شدن، و بنابراین حالا به طور نامحسوسی از تکرار این قضیه فراری هستن.
برای مامان من به صورت پیش فرض تمام خبرها دروغه، مگر اینکه عکسش توسط چهار نفر آدم عاقل و بالغ و مورد اطمینان ثابت بشه.
حکومت از دید مامان من فقط شامل شاه یا ولی فقیه می شه، بنابراین جملة "هرکی بیاد مثل همینا می شه" رو زیاد می شنویم ما!
نسل مامان من حالا نه تنها پر از عذاب وجدان از اشتباهات تاریخ ساز نسل خودشه، بلکه به شدت دچار دوگانگی عقاید شده.
نسل مامان من شاید، خیلی قابل ترحم تر از نسل ما باشه ...
۱۳۹۰ فروردین ۲۴, چهارشنبه
بی ثبات ها
شاید یکی از معدود کشورهای دنیا باشیم که گروه حاکم نمی تونه از تاریخ قبل از خودش تعریف و تمجید کنه. توی مملکتی زندگی می کنیم که تقریباً هر سه یا چهار نسل یکبار شاهد تغییر بنیادین حکومت بودیم و این تغییر با سیاست "قبلی ها بد, ما خوب" اتفاق افتاده. بعد از انقلاب هم همین روند ادامه داشت با این تفاوت که از سال 84 به بعد و به لطف استقرار دولت عشق! گذشتة انقلابی ایران هم تکذیب و نفی شد.
هرچند این رفتار در بین سیاسیون رخ می ده اما نشون دهندة واقعیت تلخ فرهنگی بین ایرانی هاس. فرهنگی که همه چیز رو به صورت ناگهانی دوست داره و صبر و حوصلة تغییرات تدریجی رو تبدیل به یکی از آرزوهای دست نیافتنی کرده. نمی شه انکار کرد که وارد شدن به یک تغییر بنیادی نیاز به جرأت فوق العاده ای داره، اما انجام یک حرکت شجاعانه بدون در نظر گرفتن عقل و منطق کشنده خواهد بود، چیزی که تمام طول تاریخ اِن هزار سالة ایران رو به خودش اختصاص داده. زندگی هر یک افراد این مملکت وضع بهتری داره؟ کافیه یک نگاه به زندگی اطرافیانمون بندازیم تا انواع حرکات احمقانه به قصد ایجاد تحول در زندگی رو ببینیم!
هرچند این رفتار در بین سیاسیون رخ می ده اما نشون دهندة واقعیت تلخ فرهنگی بین ایرانی هاس. فرهنگی که همه چیز رو به صورت ناگهانی دوست داره و صبر و حوصلة تغییرات تدریجی رو تبدیل به یکی از آرزوهای دست نیافتنی کرده. نمی شه انکار کرد که وارد شدن به یک تغییر بنیادی نیاز به جرأت فوق العاده ای داره، اما انجام یک حرکت شجاعانه بدون در نظر گرفتن عقل و منطق کشنده خواهد بود، چیزی که تمام طول تاریخ اِن هزار سالة ایران رو به خودش اختصاص داده. زندگی هر یک افراد این مملکت وضع بهتری داره؟ کافیه یک نگاه به زندگی اطرافیانمون بندازیم تا انواع حرکات احمقانه به قصد ایجاد تحول در زندگی رو ببینیم!
۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سهشنبه
Terminators
1- در یک مصاحبة تلویزیونی، جناب آقای رئیس سازمان محیط زیست کشور که پیش از این انواع سمت های مرتبط مثل استانداری رو تجربه کرده اعلام کرد که روند خشک شدن دریاچة ارومیه از 50 سال پیش شروع شده و در دولت نهم و دهم نه تنها وضعیت بدتر نشده، که به سمت بهبود هم پیش رفته و با ادامة این روند و به واسطة الطاف خداگونة رئیس جمهور محبوب به زودی شاهد بازگشایی! این دریاچه خواهیم بود (قاعدتاً نقل به مضمون).
2- به لطف حفاری اصولی و کارشناسی شدة متروی اصفهان، قسمت جنوبی سی و سه پل (ابتدای چهارباغ بالا) دچار ریزش و حفره ای به قطر دو متر هویدا گشت! به منظور حل بنیادین این مشکل و برقراری مجدد رفت آمد اتومبیل ها از این قسمت از متد کاملاً مدرنی استفاده شد که تعجب همگان رو برانگیخت. یک ورق فلزی ضخیم روي حفره قرار داده شده تا این مشکل برای همیشه مرتفع شود! (مشاهدات عینی).
3- رئیس سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد که علت اصلی تخریب سی و سه پل استفاده نشدن از اصول مهندسی در زمان ساخت پل بوده و تمام وقت و انرژی سازمان مطبوعش در چند سال اخیر به ماله کشیدن سوتی های گذشتگان صرف شده. وی افزود در تاریخ ایران به جز 6 سال اخیر وجدان کاری از جایگاه مطلوبی برخوردار نبوده و خرابی های اخیر در آثار تاریخی اصفهان به همین مسئله بر می گردد. او هرگونه ارتباط ساخت مترو با ریزش سی سه پل را ساختة ذهن مریض افرادی دانست که به زیر سوال بردن موفقیت های چشمگیر کشور عادت کرده اند. وی در پایان پیش بینی نمود که کل خیابان چهارباغ عباسی در حال تخریب بوده اما با احداث مترو و لرزش های ناشی از عبور قطار از زیر این آثار، روند تخریب را متوقف کرده که این نیز جزو افتخارات دولت خدمت گذار محسوب خواهد شد به طوریکه دانشمندان 138 کشور دنیا درخواست جزئیات علمی این دستاورد عظیم را شخصاً به رئیس جمهور محبوب ارائه داده اند که مدارکش موجود است. ضمن آنكه يه جاي سي و سه پل، پل جديدي ساخته خواهد شد كه بيش از چهل دهنه خواهد داشت و روي سي و سه پل را كم خواهد نمود (روزنامة ایران، فروردین 1395)!
2- به لطف حفاری اصولی و کارشناسی شدة متروی اصفهان، قسمت جنوبی سی و سه پل (ابتدای چهارباغ بالا) دچار ریزش و حفره ای به قطر دو متر هویدا گشت! به منظور حل بنیادین این مشکل و برقراری مجدد رفت آمد اتومبیل ها از این قسمت از متد کاملاً مدرنی استفاده شد که تعجب همگان رو برانگیخت. یک ورق فلزی ضخیم روي حفره قرار داده شده تا این مشکل برای همیشه مرتفع شود! (مشاهدات عینی).
3- رئیس سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد که علت اصلی تخریب سی و سه پل استفاده نشدن از اصول مهندسی در زمان ساخت پل بوده و تمام وقت و انرژی سازمان مطبوعش در چند سال اخیر به ماله کشیدن سوتی های گذشتگان صرف شده. وی افزود در تاریخ ایران به جز 6 سال اخیر وجدان کاری از جایگاه مطلوبی برخوردار نبوده و خرابی های اخیر در آثار تاریخی اصفهان به همین مسئله بر می گردد. او هرگونه ارتباط ساخت مترو با ریزش سی سه پل را ساختة ذهن مریض افرادی دانست که به زیر سوال بردن موفقیت های چشمگیر کشور عادت کرده اند. وی در پایان پیش بینی نمود که کل خیابان چهارباغ عباسی در حال تخریب بوده اما با احداث مترو و لرزش های ناشی از عبور قطار از زیر این آثار، روند تخریب را متوقف کرده که این نیز جزو افتخارات دولت خدمت گذار محسوب خواهد شد به طوریکه دانشمندان 138 کشور دنیا درخواست جزئیات علمی این دستاورد عظیم را شخصاً به رئیس جمهور محبوب ارائه داده اند که مدارکش موجود است. ضمن آنكه يه جاي سي و سه پل، پل جديدي ساخته خواهد شد كه بيش از چهل دهنه خواهد داشت و روي سي و سه پل را كم خواهد نمود (روزنامة ایران، فروردین 1395)!
۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه
نوستول تلخ
شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
که هم دین دهد هم دنیا به ما
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تغيير دادن اين سرود توسط مسئولين وقت، اوج دور انديشي نظام اسلامي رو نشون مي ده، مطمئناً اونا ميدونستن كه تك تك كلمات سرود ملي، روزي به يك طنز تلخ تبديل خواهد شد!
.
.اشتراك فيد مخفيگاه آزادي
۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه
جام جهانانه

اولين باري كه به طور رسمي جام جهاني رو با لذت دنبال كردم، سال 94 بود. بازي هاي قشنگ برزيل همه رو جذب خودش كرده بود و سوئد و بلغارستان هم پديده بودن. ايتاليا و آلمان رو هم به خاطر بازيكناش دوست داشتم و در نهايت خاطره تلخ كشته شدن اسكوبار (مدافع كلمبيا) به خاطر گل به خودي و به دست مافيا.
اما اولين جام جهاني كه فهميدم ميشه طرفدار يك تيم خارجي هم بود، جام فرانسه بود. از همون اول به خاطر حضور تيري آنري طرفدار فرانسه شدم و اين طرفداري هم ختم به خير شد. بازي هاي قشنگ ايران توي اون بازي ها و آخرين گزارش هاي لذت بخش خياباني هم فراموش نشدنيه.
از اون سال به بعد من طرفدار فرانسه باقي موندم. ضعيف شدن گاه و بيگاه اين تيم مثل جام 2002هم باعث نشد كه تيمم رو عوض كنم و عاشق قهرمان ها باشم. اوضاع الان فرانسه هم چندان خوب نيس. زيزو رفته و تيري آنري هم روزاي آخر فوتبالشه. اما باز هم با تمام وجود، فرانسه رو عشق است و لاغير!
اما اولين جام جهاني كه فهميدم ميشه طرفدار يك تيم خارجي هم بود، جام فرانسه بود. از همون اول به خاطر حضور تيري آنري طرفدار فرانسه شدم و اين طرفداري هم ختم به خير شد. بازي هاي قشنگ ايران توي اون بازي ها و آخرين گزارش هاي لذت بخش خياباني هم فراموش نشدنيه.
از اون سال به بعد من طرفدار فرانسه باقي موندم. ضعيف شدن گاه و بيگاه اين تيم مثل جام 2002هم باعث نشد كه تيمم رو عوض كنم و عاشق قهرمان ها باشم. اوضاع الان فرانسه هم چندان خوب نيس. زيزو رفته و تيري آنري هم روزاي آخر فوتبالشه. اما باز هم با تمام وجود، فرانسه رو عشق است و لاغير!
۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه
تاريخ خواني
1- كتاب تاريخ سوم راهنمايي و دوم دبيرستان رو خيلي دوست داشتم، اما وقتي به بخش قطور انقلاب اسلامي ميرسيديم عزا ميگرفتم به خاطر اون همه تاريخ غير قابل حفظ و روزهايي كه هيچ احساسي بهش نداشتم. بدتر از همه سخنراني ها و اعلاميه هاي آيت الله خميني بود كه بايد نكات كليدي و مطالبش رو با دقت به خاطر ميسپرديم. شاهكار دوران هم وصيت نامة سياسي الهي در 10 صفحه با عجيب ترين نثر ممكن توي كتاب ديني بود و مولف اون كتاب با نوشتن جملة بي مصرف "فقط براي مطالعه" در زير نويس صفحة اول، شبهاي امتحان به ريش همة ما ميخنديد.
2- بيانيه هاي موسوي رو خيلي دوست دارم، جوري مينويسه كه تمام طيف وسيع جنبش سبز از اون راضي باشن و احساس غرور كنن. كروبي هم بد نيس. حرفاش رو رك ميزنه و البته سوتي هم شايد بده اون وسطا.
3- بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم كه پس فردا (چند روز زودتر يا ديرتر) اين بيانيه ها قراره بره بشه متن اصلي كتاب هاي تاريخ. يعني ممكنه اون زمان هم انقدر متحجر و بي فكر باشيم كه تمام اين بيانيه ها رو به زور هل بديم توي مخ بچه ها؟
2- بيانيه هاي موسوي رو خيلي دوست دارم، جوري مينويسه كه تمام طيف وسيع جنبش سبز از اون راضي باشن و احساس غرور كنن. كروبي هم بد نيس. حرفاش رو رك ميزنه و البته سوتي هم شايد بده اون وسطا.
3- بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم كه پس فردا (چند روز زودتر يا ديرتر) اين بيانيه ها قراره بره بشه متن اصلي كتاب هاي تاريخ. يعني ممكنه اون زمان هم انقدر متحجر و بي فكر باشيم كه تمام اين بيانيه ها رو به زور هل بديم توي مخ بچه ها؟
۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه
لشگر مخلص
سكانس اول، سال 59: نيروهاي ارتش و سپاه كفاف مقابله با نيروهاي مهاجم رو نميدن. از مردم درخواست ميشه كه به جبهه ها برن و از ناموسشون دفاع كنن. پير و جوون "قبلتُ" گويان راهي جبهه ها ميشن و به دليل سيل هجوم اونها "بسيج" ناميده ميشن.
سكانس دوم، سال 67: اسراي ايراني براي اينكه نشون بدن اختياري به جبهه اومدن، با افتخار عنوان "بسيجي" رو روي خودشون ميذارن و ناخوداگاه حس تحسين همگان رو بر مي انگيزن.
سكانس سوم، سال 72: چند جوون كه در حال قدم زدن در خيابون هستن توسط فردي متوقف شده و مورد سوال- جواب قرار ميگيرن. آخر دست هم فرد سوال كننده با نشون دادن كارت "بسيج" اونها رو به ون پارك شده كنار خيابون هدايت ميكنه.
سكانس چهارم، سال 75: فرماندة يكي از يگان هاي "بسيج" به مدرسة ما اومده و براي جذب هرچه بيشتر بچه ها اعلام ميكنه كه نيروهاي عضو شده داراي 60% سهميه در كنكور هستن.
سكانس پنجم، سال 83: "عابد ت" در يكي از نشريات داخلي پلي تكنيك شعري سروده و در اون از خدا به عنوان يك توهم ياد كرده. "بسيج" دانشجويي تحصن ميكنه و خواستار دستگيري و "اعدام" همشاگرديش ميشه.
سكانس ششم، سال 88: گاز فلفل، باتوم، تفنگ، زدن هم وطن، هجوم به خوابگاه، ... و كارت "بسيج".
سكانس پاياني: معلم سر كلاس رياضي راهنمايي براي آموزش "نمودار نزولي" دياگرامي كشيده كه محور افقي اون "سال" و محور عموديش "بسيجه".
سكانس دوم، سال 67: اسراي ايراني براي اينكه نشون بدن اختياري به جبهه اومدن، با افتخار عنوان "بسيجي" رو روي خودشون ميذارن و ناخوداگاه حس تحسين همگان رو بر مي انگيزن.
سكانس سوم، سال 72: چند جوون كه در حال قدم زدن در خيابون هستن توسط فردي متوقف شده و مورد سوال- جواب قرار ميگيرن. آخر دست هم فرد سوال كننده با نشون دادن كارت "بسيج" اونها رو به ون پارك شده كنار خيابون هدايت ميكنه.
سكانس چهارم، سال 75: فرماندة يكي از يگان هاي "بسيج" به مدرسة ما اومده و براي جذب هرچه بيشتر بچه ها اعلام ميكنه كه نيروهاي عضو شده داراي 60% سهميه در كنكور هستن.
سكانس پنجم، سال 83: "عابد ت" در يكي از نشريات داخلي پلي تكنيك شعري سروده و در اون از خدا به عنوان يك توهم ياد كرده. "بسيج" دانشجويي تحصن ميكنه و خواستار دستگيري و "اعدام" همشاگرديش ميشه.
سكانس ششم، سال 88: گاز فلفل، باتوم، تفنگ، زدن هم وطن، هجوم به خوابگاه، ... و كارت "بسيج".
سكانس پاياني: معلم سر كلاس رياضي راهنمايي براي آموزش "نمودار نزولي" دياگرامي كشيده كه محور افقي اون "سال" و محور عموديش "بسيجه".
۱۳۸۷ فروردین ۹, جمعه
سرودهاي ملي ايران از ابتدا تا كنون
در تاريخ ايران 4 سرود به عنوان سرود ملي و رسمي كشور معرفي شدند كه اولين آن در زمان مظفرالدين شاه و آخرين آن در جمهوري اسلامي ساخته شد.
اول: اولين سرود ملي ايران با نام سلامتي شاه به دستور مظفرالدين شاه و با آهنگ سازي اركستر نظامي فرانسه ساخته شد. متاسفانه متن دقيق اين سرود در دست نيست اما در سال هاي اخير بيژن تراقي بنابه درخواست پيمان سلطاني (رهبر اركستر ملل ايران) ترانه اي جديد سرود و اين ترانه بر روي ريتم اصلي قرار گرفت. ببينيد و بشنويد
دوم: در سال 1322 سرود شاهنشاهي ايران جايگزين سرود اول شد. در اين سرود دو بار نام نظام حاكم بر كشور، سه بار نام ايران و در آخر سرود هم خدا به عنوان نگهبان هميشگي ايران و ايراني معرفي شده است. ببينيد و بشنويد
سوم: با انقلاب سال 57 طبيعتاً سرود ملي هم عوض شد. در اين سرود دو بار نام نظام حاكم، دو بار نام نظام سابق و دوبار نام ايران بدون پيشوند نوع نظام آورده شده. در آخر سرود هم خدا و قرآن به عنوان ياري كننده و حافظ ايران معرفي شده اند. بخوانيد
چهارم: در سال 1372 اين سرود جايگزين سرود قبلي شد. در اين سرود يك بار نام نظام حاكم بر كشور و يك بار نام ايران همراه با پيشوند نوع نظام آورده شده است. مفاهيمي مثل امام و شهيدان جايگزين مفاهيم معنوي در سرود قبلي شد. ببينيد و بشنويد
اول: اولين سرود ملي ايران با نام سلامتي شاه به دستور مظفرالدين شاه و با آهنگ سازي اركستر نظامي فرانسه ساخته شد. متاسفانه متن دقيق اين سرود در دست نيست اما در سال هاي اخير بيژن تراقي بنابه درخواست پيمان سلطاني (رهبر اركستر ملل ايران) ترانه اي جديد سرود و اين ترانه بر روي ريتم اصلي قرار گرفت. ببينيد و بشنويد
دوم: در سال 1322 سرود شاهنشاهي ايران جايگزين سرود اول شد. در اين سرود دو بار نام نظام حاكم بر كشور، سه بار نام ايران و در آخر سرود هم خدا به عنوان نگهبان هميشگي ايران و ايراني معرفي شده است. ببينيد و بشنويد
سوم: با انقلاب سال 57 طبيعتاً سرود ملي هم عوض شد. در اين سرود دو بار نام نظام حاكم، دو بار نام نظام سابق و دوبار نام ايران بدون پيشوند نوع نظام آورده شده. در آخر سرود هم خدا و قرآن به عنوان ياري كننده و حافظ ايران معرفي شده اند. بخوانيد
چهارم: در سال 1372 اين سرود جايگزين سرود قبلي شد. در اين سرود يك بار نام نظام حاكم بر كشور و يك بار نام ايران همراه با پيشوند نوع نظام آورده شده است. مفاهيمي مثل امام و شهيدان جايگزين مفاهيم معنوي در سرود قبلي شد. ببينيد و بشنويد
۱۳۸۷ فروردین ۷, چهارشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)
