‏نمایش پست‌ها با برچسب تلويزيون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تلويزيون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

چرانه در پی عزم دیار خود باشم

هرزگاهی پیش میاد که پای رادیو 7 سابق و یا 100 برگ فعلی نشسته باشم و به دعوت نیت کردن کاکاوند برای فال حافظ لبیک بگم. دیشب یکی از همون مشورت کردن با حافظ‌ها پیش اومد و به قول قدما خوب گذاشت توی کاسه‌م!!!

چرانه در پی عزم دیار خود باشم *** چرانه خاک سر کوی یار خود باشم
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم *** به شهر خود روم و شهریار خود باشم
ز محرمان سرا پرده ی وصال شوم *** ز بندگان خداوندگار خود باشم
چو کار عمر نه پيداست باری آن اولی *** که روز واقعه پيش نگار خود باشم
ز دست بخت گران خواب و کار بی سامان ***َگَرمُبَود گله ای راز دار خود باشم
هميشه پيشه ی من عاشقی و رندی بود *** دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ *** و گرنه تا به ابد شرمسار خود باشم

حافظ هم سرناسازگاری دارد با منِ مسکین در این روزگار بی معرفتی اجانب

۱۳۹۲ بهمن ۱۹, شنبه

گُم

می‌گفت اگر سیصد هزاربار این ویدئو دیده بشه، توی 20 جلسه طرح براندازی رو تشریح می‌کنم؛ و اگر هفتصد هزار بار، همین الان کار براندازی شروع خواهد شد.
بیست و چهار هزار بار بیشتر دیده نشد ...
بعضی ها وقتی خودشون رو گم می‌کنن قابل ترحم می‌شن، سید محمد حسینی، شومن محبوب روزهای نه چندان دور، از همین دسته از آدم‌هاست.

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

از بهترین‌های من (3)

پیر شدن آدم‌ها غمگینه، پیر شدن بعضی‌ها غمگین‌تر

۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه

تا هميشه

سال 73 یا 74 کلاس چهارم بودم. برنامه کودک ساعت 5 شبکه 1 برنامه ای داشت به اسم صندوق پست که توش یه مجری کم مو نامه های فرضی رو از یه صندوق پست عروسکی تحویل می گرفت و در خلال اون نامه ها توصیه های اخلاقی رو به زور توی کلة بچه ها فرو می کرد. شخصیتی به اسم ژولی پولی هم اون وسطا روی اعصاب رژه می رفت.
بعد از چند برنامه، شخصیت جدیدی وارد شد که کم کم باعث محبوبیت برنامه شد و اون مجری کم مو رو تبدیل کرد به "آقای مرجی". کلاه قرمزی و بعد از اون پسر خاله دو سالی رو مهمون خونه ها بودن و نقطة اوجشون رو هم توی سینما نشون دادن و رکورد فروش تاریخ سینمای ایران رو زدن.
مدت ها گذشت. تقویم سال 81 رو نشون داد و گردش روزگار هم من رو انداخت توی ترم 3 دانشگاه. کلاه قرمزی و پسر خاله اینبار با سروناز برگشتن روی پردة نقره ای و بازهم با اشتیاق رفتیم سینما فلسطین و خاطرات رو زنده کردیم.
سال 88 و 90 هم دوتا سریال از گروهشون پخش شد تا مشخص بشه یک تیم حرفه ای و تغییرات به روز و اضافه کردن شخصیت های جدیدی مثل گیگیلی، پسر عمه زا، ببعی، فامیل دور و ... می تونه باعث بشه که بعضی از چیزها هیچوقت تموم نشن. اما نکتة جالب اینه که بچه های این نسل ارتباط چندانی با کلاه قرمزی برقرار نمی کنن. شاید دلیلش این باشه که کلاه قرمزی و پسر خاله هم با ما بزرگ شدن، عاشقی کردن رو یاد گرفتن و سختی کشیدن.
با همة این مسائل، به احترام حمید جبلی، ایرج طهماسب، مرضیه محبوب و بقیة دوستان کلاه از سر بر می دارم که نه تنها کودکی من رو تحت تأثیر قرار دادن، جوونی رو هم با مرور اون خاطرات رنگ تازه ای دادن.

۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

رفت، اما موند

يكي از معدود مجري هايي بود كه باهاش حال مي كردم. صداش رو هم البته توي "آب زنيد راه را" دوست داشتم و مسابقة 9 بر يك سري اول رو هم با وجود تقليد كوركورانه از بي بي سي پرايم دنبال مي كردم. توي يكي از "تهران 20" ها، مهمون تلفني بعد از پايان گفتگو براش آرزوي "شفاي عاجل" كرد و من رو مشكوك و نگران. كمتر از يك سال گذشت، خبر فوتش منتشر شد، به دليل سرطان، يكجا سرطان ريه و جاي ديگه سرطان سينه. برادر آهنگ ساز در فراغش موسيقي متن "خيلي دور، خيلي نزديك" رو ساخت و عنوان كرد از مرگ هم بازي دوران كودكي الهام گرفته. حالا بعد از اين همه مدت، سيد محمد حسيني ادعا كرده مردنش به مرگ طبيعي نبوده و به دست سربازان گمنام حذف فيزيكي شده. هرچند احتمال اين مسئله خيلي كمه و حسيني هم ثابت كرده كه معصوم نيست! اما فرقي در اصل قضيه نمي كنه، "سيامك عليقلي" گوشه اي از خاطرات شب هاي دانشجويي رو به خودش اختصاص داده. روحش شاد.

محمود (سيامك) عليقلي- خليج فارس (بشنويد)
(آهنگي كه ابي بعد ازعليقلي اجرا كرد اما به اسم ابي ثبت شد)

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

اين روزهاي 20:30

حملة لباس شخصي ها به مردم
قطع اينترنت و تلفن
نواقصي مثل رهبر منسجم و هدايتگر
بسته شدن مسيرهاي منتهي به ميدان
سوء قصد جعلي به مقامات براي انحراف اذهان ازجنبش مردم
حمله به خبرنگاران
زير گرفتن مردم توسط خودروي ديپلماتيك و ادعاي مسروغه بودن خودرو از جانب دولت
...
بيست و سي چقدر محبوب مي بود اگر بيست ماه پيش اين اخبار را منتشر مي كرد ...

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

خود گندزني مزمن

صدا و سيماي جمهوري اسلامي را چه شده است كه ملت آكادمي دو ريالي گوگوش را به مختارنامة ميلياردي ترجيح مي دهند؟
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ شهریور ۲۹, دوشنبه

ننگ ما

رسماً دلم براش سوخت. دختر مردم به حرف مامانم كه "نيم ساعت ديگه مياد" توي كوچه ها چرخيده و پرسشنامه هاش رو به "پسرهاي جوون" داده بود كه پر كنن و اومده بود پشت در خونة ما كه من بيام. بالاخره من رسيدم و اومد جلو و سلام عليكي كرد و لبخندي تحويل گرفت. اما بعد از گفتن عبارت "پرسشنامة صدا و سيما" تغيير چهره اش كه ناشي از تغيير چهرة من بود توي چشم مي زد. سه صفحه سوال رو ورقي زد تا به صفحة اول برسه و پرسيد: راديو گوش ميدي؟ گفتم نه! پرسيد چرا؟ گفتم چون تلويزيون هم نمي بينم. خودش فهميد كه ممكنه كار به جاهاي باريك برسه و سه صفحه رو سريع ورق زد و سن و جنس! رو پرسيد و رفت. خداحافظي نكرد، لبخند هم تحويل نگرفت!
مورخان عزيز در سوابق مبارزاتي بنده ثبت نمايند.
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

دوقلوهاي غريبه


از همون زمان بچگي، توي عالم كودكي بودن هم باعث نمي شد بچه هاي مدرسه از قوة تخيل خودشون استفاده نبرن و شايعاتي رو در مورد پشت صحنة كارتون ها مطرح نكنن. اوج اين شايعات هم مربوط به كارتون فوتباليست ها و رابطة بازيكنا با تماشاچيا بود كه اخيراً با ديدن نسخة اصلي اون مهر تآئيدي بر تمام شايعات زدم! اما يكي از كم حاشيه ترين كارتون ها، "دو قلوهاي افسانه اي" بود كه به خاطر رابطة مقدس خواهر و برادري، مي تونستن به راحتي جلوي دوربين جمهوري اسلامي دست هم رو بگيرن و شق القمر كنن.
اما الان همه چيز برام عوض شد و يأس فلسفي منو فرا گرفت. تو صفحة اين كارتون توي ويكي پديا نوشته كه جولز چيني بوده و جولي انگليسي، پدر و مادرهاي مختلفي داشتن و تنها نقطة مشتركشون به دنيا اومدن توي يك زمان بوده. و من بعضي وقتا به فكر فرو مي رم كه توي عالم بچگي چه دروغ هايي به ما گفته شده و تا چه حد مي تونيم به چيزايي كه ديديم و باهاش خاطره داريم اعتماد كنيم اگه پس فردا معلوم بشه كه كونا با خانم لورا، شيپورچي با خانوم كوچولو، هادي با هدي و ... هم رابطه اي غير از اون چيزي كه مي ديديم داشتن، بايد با معصوميت از دست رفتة دوران كودكي چه بكنيم؟
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

فاجعه

نمي دونم وقتي توي مهموني هاي خانوادگي صحبت در مورد اراجيف صدا و سيماي ضرغامي جاي خودش رو به تبادل نظر در مورد اراجيف فارسي وان داده بايد از خوشحالي پرواز كنم يا از ناراحتي زار زار گريه!
.
.
اشتراك فيد مخفيگاه آزادي

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

خودشيفتگان

خود شيفتگي و ميل به تمجيد شدن يكي از ويژگي هاي ذاتي آدمهاست كه نمي شه به راحتي اون رو انكار كرد. توي همين وبلاگستان هم عشق به كامنت و لايك خوردن از همين ناشي مي شه. اما بعضيا ديگه قضيه رو از حد گذروندن.
"يك جهان، يك جام" برنامه ايه كه با همون شكل 4 سال پيش بازي هاي جام جهاني رو به خونه مياره و با توجه به موارد مثبتي كه داره ميشه بيخيال شبكه الجزيره شد و استثنائاً ضرغامي رو تحويل گرفت. اما اين چند شب اخير گزارش هاي مردمي توي اين برنامه پخش مي شه كه اوج عقدة خودشيفتگي عوامل رو نشون مي ده. مصاحبه با كلي آدم كه همه با چند جملة مشابه از يكي از بخش هاي برنامه بيشتر خوششون اومده و با گفتن اينكه بقية كشورها شانس ديدن مسابقات رو ندارن با قربون صدقه رفتن براي صدا و سيما به خاطر اين لطف بزرگش صحبت هاشون رو ختم مي كنن. اما جالبه كه هيچكس نميگه گزارش هاي جواد خياباني روي اعصابه، آخرين باري كه اطلاعات فوتباليش آپديت شده همون بازي ايران- استراليا بوده، سانسور نشدن تصوير ها به خاطر رعايت پوشش اسلامي تماشاگران توي فصل هاي سرده، زمان پخش بازي ها ارتباطي با صدا و سيما نداره كه ازش تشكر بشه، كارشناس هاي بازي ها فقط به قصد اشتغال زائي دعوت مي شن و هزارتا مورد گفته نشدة ديگه. و البته از همه مهم تر اينكه پخش بازي ها "وظيفة" صدا و سيماست و هيچ دليلي براي منت گذاشتن وجود نداره. توي بقية كشورها هم حتي اگر بازي ها پخش نشه به لطف اينترنت پر سرعت مي شه بازي ها رو آنلاين و حتي روي موبايل ديد. در آمد زائي تلويزيون با تبليغ همراه اول و ايرانسل و برق و چيپس و پفك در حين بازي ها هم نه تنها هزينة خريد رو جبران كرده بلكه درآمد هنگفتي رو هم به جيب ضرغامي ريخته.
دوستان محترم سازنده لطف كنن و يك برنامة 90 دقيقه درست كنن كه در طول اون قربون هم برن و براي همديگه سوت و كف بزنن و بعد از اون ديگه بيخيال پخش اين گزارش هاي عقده وارانه بشن.
با تشكر!
.

۱۳۸۹ خرداد ۲۹, شنبه

صداي نوستالژيك

اسم نوشابه اميري از بچگي توي ذهنم بود، اما وقتي اينطرف اونطرف مقالاتش رو مي خوندم حافظه در يادآوري ياري نمي كرد. تا اينكه چند روز پيش مهمون صداي آمريكا بود و بستن يك لحظة چشم همان و پرت شدن به دنياي كارتون هاي كودكي همان. استرلينگ و كــونا و لوسين شخصيت هاي كم اهميتي براي نسل من نيستن كه به راحتي بتونم صداشون رو از ياد ببرم.

۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

جام جهانانه (2)


با سپاس ويژه از خدا كه آب و هواي اينوقت نيمكرة جنوبي را سرد مقدر فرمود تا پوشش تماشاگران منطبق بر اصول جمهوري اسلامي بوده، تصاوير دچار قطعي اعصاب شكن نشوند.

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

ص.ك.ص حكومتي


ساعت 1 بعد از نيمه شب بود و در حين وبگردي، تلويزيون رو روشن كردم كه دار و دوري بكنه و سكوت مزخرف شبانه رو از بين ببره. شبكه يك جناب رحيم پورازغندي سخنراني مي كرد و نشان از اين بود كه علاوه بر از بين بردن سكوت شبانه مي شه اميد به شاد شدن جو به خاطر چرت و پرت گويي هم داشت. اما صحبت ها كه ادامه پيدا كرد قطر چشمم هر لحظه بيشتر شد. آداب رفتن به رختخواب، هم.خوابي با همسر، انواع روش هاي ص.ك.ص، نوع لباس پوشيدن (در واقع نپوشيدن) زن در منزل و ... از ديدگاه (احتمالاً) امام و پيغمبر مسايلي نبود كه بشه انتظار داشت از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش بشه. و من به ياد اون حكايت افتادم كه يكي از همشهري ها نيمه شب به صدا و سيما زنگ زده بود و بعد از تحقيق در مورد بيدار بودن يا نبودن تمام مسئولين مملكتي و اطمينان از خواب بودن اونها، درخواست يك فيلم غير اخلاقي كرده بود!
در مملكتي زندگي مي كنيم كه تمام لطيفه ها و جوك ها روزي به واقعيت تبديل خواهد شد!

۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

برزخ - پايان لاست


در شوي تلويزيوني جيمي كيمل در كانال abc برنامة طنزي با حضور بازيگرها ترتيب داده شده بود در مورد پايان هاي محتمل لاست كه اكثراً طنز و مبتني بر معلوم نبودن آخر لاست بود. اما دو سه نكته بود كه مي شه اونها رو به عنوان كانديداهايي براي پايان لاست در نظر گرفت:
1- بعضي از اديان معتقدند كه زندگي كنوني ما آزموني است براي يك زندگي اصلي. اگر در اين آزمون موفق باشيم، زندگي اصلي شروع مي شه، اما اگه نا موفق باشيم، به جهنم مي ريم يا اصولاً جايي نمي ريم. اين سريال آزمون جك رو نشون مي داد كه در اون موفق شد.
2- بعضي از اديان اعتقاد دارن كه آدم بعد از مرگ مرحله اي رو تجربه مي كنه كه مي تونه يك نانو ثانيه و يا مدت زيادي طول بكشه (برزخ). در اين مرحله هر شخصي مرگ خودش رو به ياد مياره. تمام كساني كه توي زندگي براي آدم مهم بودن هم در اين مرحله حضور دارن و تجمع اونها منجر به ورود به مرحلة بعدي بعد از برزخ ميشه.
3- شخصيت هايي كه مثل مايكل كه كارهاي بدي انجام داده بودن، درون جزيره گيركرده و همچنان زمزمه ميكردن. به اين دليل داخل كليسا نبودن.

پ.ن.1: همونطور كه قبل از اين هم انتظار داشتم به دليل پراكندگي زياد موضوعي، فقط مسايل ماورايي قادر به جمع كردن سريال بودن.
پ.ن.2: از دوست عزيزي كه اين شوي تلويزيوني رو معرفي كرد شديداً ممونم.

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

S06 E17-E18

بالاخره لاست هم تموم شد. به قول يكي از نويسندگانش اين خيلي خوبه كه تازه با تموم شدنش، براي بيننده فكر كردن در مورد اون شروع مي شه. بعد از دين قسمت آخر كاملاً احساس خنگي بهم دست داد و از خودم نا اميد شدم. اما با وبگردي بين دوستان متوجه شدم كه هيچوقت نبايد از خودم نا اميد بشم!
براي شخص من، لاست غير از خود لاست، خاطرات خوابگاه رو هم برام زنده ميكنه. روزهايي كه در يك حركت سه نفره با مهران و رسول، فقط چند دقيقه بعد از پخش سريال توي ABC، سريال توي اتاق ما هم اكران مي شد!

پست هاي مرتبط:

لاست عباسي
گمگشته
از Friends تا پاورچين

۱۳۸۹ فروردین ۳, سه‌شنبه

جعبة حاج عزت

10-15 سال بيشتر نگذشته. شور اشتياق تعطيلي آخر هفته، بعد از ظهر جمعه ها آخرين لحظاتش رو با فيلم سينمايي شبكه 1 سپري ميكرد. تلويزيون توي هفته فقط همين يك فيلم سينمايي رو داشت و اگر تكراري نبود ميشد اميدوار بود كه وقت آدم تلف نميشه. اگر هم به هر دليلي از دست ميرفت، جاي جبران نداشت و فردا بايد تعريفش رو توي مدرسه از بچه ها ميشنيديم.
اما از وقتي صدا و سيما احساس كرد ميتونه با شبكه هاي اونور آبي رقابت كنه همه چيز عوض شد. هفته اي حدود 10 فيلم سينمايي كه تكرار هم داره از تلويزيون پخش ميشه. اما فيلم هاي كره اي درجه چند و شاهكارهاي تغيير يافتة هاليوود چيزايي نيستن كه آدم رو ترغيب به تماشا كردن كنه.

صدا و سيما هم مثل بقية همفكرانش ميدونه كه ديگه جايگاه و پايگاه مردمي نداره، اما به ضرب و زور چهره هايي مثل دهنمكي و جابجا كردن خطوط قرمز اخلاقي جامعه دست و پاهاي آخر رو هم داره با موفقيت ميزنه. جعبة حاج عزت ديگه جادويي نيست!
باربط: سال تحويل امسال اولين باري بود كه حاج عزت و رفقا سر سفرة هفت سين جايي نداشتن. تا وقتي بي بي سي و وي اُ اِي صداشون در مياد، آي آر آي بي محكوم به سكوته.

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

لاست عباسي

كمتر كسي پيدا ميشه كه دكتر (؟) حسن عباسي و تحليل هاي تخيلي اون رو نشناسه. شايد تنها كسي كه توي دنيا بتونه كوچكترين و بي ربط ترين اتفاقات رو به لابي صهيونيست ها نسبت بده همين دكتر عباسي مورد نظر باشه. به بهونة شروع سيزن آخر سريال لاست، نقد و بررسي اين سريال توسط نامبرده به دستم رسيد كه مرور فرازهايي از اين تحليل خالي از لطف نيست:
- ناتوي فرهنگي از سينماي استراتژيك عبور كرده و به تلويزيون استراتژيك رسيده
- لاست هم گمشده معني ميده هم گمشده ها!
- جايي كه هواپيما سقوط ميكنه عين بهشته، يعني تمام فيلم كارت پستاله كه القا ميكنه بهشت مد نظر همينه
- اگر افلاطون ميخواست كتاب جمهور رو امروز بنويسه لاست رو ميساخت
- از تمدن اسلامي فقط يك نفر در اين سريال وجود داره و اونهم هنرپيشة فاسد آمريكاييه. يك رگ اون هندي و يك رگش غربيه، درست مثل سلمان رشدي
- به جز چند نفر كه نمايندة نژادهاي مختلف بقيه شامل آنگلوساكسون ها هستن
- بنجامين و جيكوب نمايندة يهود هستند كه تمام پشت صحنة اين جزيرة جهاني زير نظر اونهاست
- نقش اول "جك شپارد!" نام داره كه بنا بر اعتقاد مسيحي ها نقش چوپاني اين گله رو از ابتدا بر عهده داره. او نماد انسان با كلاس ليبرال هاست
- انسان تراز پايين ليبرال ها "ساوير"ه كه از داستان تام ساير گرفته شده
- جان لاك پدر ليبراليسمه، بعد از ديدن اين فيلم بدون اينكه متوجه بشين دورة ايدئولوژي ليبراليسم رو گذرونديد
- "كيت" كاناداي الاصل و در اصل يك موسيونر مذهبي بوده
- هارون (بچه كلر) در انديشه يهودي و مسيحي كسيست كه گوساله سامري رو ساخت و تنها فرد به وجود آمده در اين جزيره است
- شانون نماد سبك زندگي آمريكايي با هيكلي مشبه باربيه. پسر مسلمان عاشقش ميشه كه ميخواد بگه مسلمانان فقط با بخش لمپني غرب ميتونن رابطه برقرار كنن. البته عشق ناكام اين دو نشون ميده كه مسلمونا نميتونن سرزمين آمريكا رو دو رگه بكنن!
- برگشت به جزيره در قسمت آخر نشون ميده كه از ليبراليسم كسي نميتونه فرار كنه
- تمام آدم هاي فيلم از جمله هارون حرامزاده هستن. تمدن حرامزاده- ز*نا زاده
- تمام تصميم گيرنده ها توي فيلم آنگلوساكسون هستن. پس كسيكه فيلم رو ميبينه به اين فكر ميكنه كه وقتي رفت توي سازمان ملل بايد بشينه تا بقيه براش تصميم بگيرن!
- فارادي در اين فيلم نقش امام زمان رو داره كه بر زمان امامت ميكنه!
- (تمجيد از آثار دهنمكي، تقبيح آثار رضا عطاران و توهين مستقيم به گلشيفته فراهاني)

در پايان اميدوارم اين جناب دكتر هميشه سلامت و سرحال باشه تا بتونه لحظات شاد و مفرحي رو براي ما ايجاد كنه


پست مرتبط: گمگشته

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

دادكان با طعم صفائي


افشاگري ديشب دادكان ناخودآگاه ذهنم رو برد به سمت برنامه اي كه صفائي فراهاني حضور داشت و پتة سازمان ورزش رو ريخت روي آب. الان صفائي گوشة زندانه و هنوز هم جرمش معلوم نيست. شك ندارم كه همون برنامه باعث كينة دوچندان كودتاچيان از نفر اول فوتبال ايران در فيفا شد و زنداني كردنش رو بهترين راه براي انتقام گيري دونستن. در اين اوضاع فقط ميشه اميدوار بود كه همة بيگناهان از زندان آزاد بشن و هيچ بيگناه ديگري هم به جرم حقيقت گويي به پشت ميله ها نره.

۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

اين شبهاي آشنا

نقل به مضمون

1- وقتي شخصي با بالاترين درجات اجرايي كشور، در پاسخ به سرقت علمي منتسب به او، دانشجوي خودش رو مسئول ميدونه، نشون ميده كه اسم او بدون حتي يك بار مطالعة مقاله در بالاي اون درج شده. در چنين شرايطي چطور ميتونيم دانشجو رو براي تحقيق به جاي كپي كردن تشويق كنيم.
2- اينترنت ايران از لحاظ سرانة پهناي باند در رتبة 138 جهانه كه البته اين آمار به راحتي تكذيب ميشه (با طعنه)
3- (در پاسخ به درخواست منبع) internet stat اين آمار رو منتشر كرده كه ميشه اميدوار بود كه صهيونيستي نباشه (با نيشخند)
4- نميتونيم به بچه ها بگيم كه تلويزيون ملي به جز حرف راست چيزي نميگه و تلويزيون هاي خارجي به جز دروغ، و انتظار داشته باشيم كه اين مطلب رو در مورد "تلويزيون" بپذيره.

اين نكات در همايش زير زميني مخالفان دولت مطرح نشد، بلكه توسط "حسام الدين آشنا" در برنامة زندة شبكة يك زده شد. ابراز ترديد اين كارشناس از وجود "برنامة آينده" هم نشون داد كه تمام گوشه و كنايه ها با هدف قبلي بودن. بعيد نيست حاج عزت و رفقا عطاي برنامه هاي زنده رو به لقاش بخشيده و برنامه هاي توليدي تبليغاتي رو در سرلوحة رسانة كدوتا قرار بدن.
عنوان مطلب: تركيب نام برنامه و مهمان آن!
Free counter and web stats