۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

جفنگ گويي علمي

هفته نامة nature داراي بيشترين impact factor (تعداد ارجاعات به يك ژورنال- نشانة اعتبار مجله) بين مجلات معتبره به طوريكه اين فاكتور براي nature، پنج تا 6 برابر فاكتور مشابه براي نشراياتيه كه مقالات پژوهشي دانشگاهي به طور مرسوم توي اونها چاپ ميشه. بعد از انقلاب از ايران فقط يك نفر موفق شده در اين ژورنال مقاله چاپ كنه و ساير مقالات از لحاظ علمي reject شدن.
اخيراً تشت تقلب علمي دو وزير دولت دهم از پشت بام افتاده (
اينجا و اينجا) و اين تقلب توسط كادر علمي نشرية nature تأييد و مقالات تقلب شده از آرشيو مجلات چاپ كننده خارج شد. ضمن اينكه اين حركت غير اخلاقي دو وزير نيمه محترم نه تنها باعث خواهد شد كه مقالات آيندة خودشون با دردسر براي چاپ مواجه بشه، بلكه ديد تمام سردبيران علمي نشريات معتبر رو نسبت به ايراني جماعت تغيير داده و مشكلاتي رو براي محققين ايراني به وجود مياره.
نكتة قابل توجه اينكه اصولاً دولتمردان ايراني نه تنها در اين جور مواقع از رو نميرن بلكه به سادگي جاي شاكي و متهم رو عوض ميكنن. در
اينجا مشاهده ميشه كه با زدن برچسب صهيونيسم به nature، اين ژورنال متهم به رفتار سياسي به جاي علمي شده كه جاي بسي تآسف است.
با ربط 1: زمان مناظره هاي انتخاباتي وقتي كه موسوي آمار يك مؤسسة بين المللي رو در مورد عقب موندگي ايران در 4 سال اخير رو نشون داد و بعداً توسط اشخاص اول و دوم مملكت، مؤسسة مذبور به صهيونيست ها ربط داده و آمارش بي ارزش خونده شد، ميشد حدس زد كه بهانه اي نه چندان جديد براي تمام تقلبات، بي اخلاقي ها، بدبختي ها، دزدي ها و ... جور شده.
با ربط 2: اصولاً وقتي كسي سياست رو با ورزش، دين، علم، نود، دربي، سينما، موسيقي و ... قاطي ميكنه فكر خواهد كرد كه بقيه هم همين كار رو ميكنن.




۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

شومن فوتبالي


بازهم فيروز كريمي نشون داد كه اگه در فوتبال كنار گذاشته بشه ميتونه به عنوان يه شومن موفق به كارش ادامه بده. اين بار در برنامة رشيدپور توي شبكه اصفهان خاطرة كريمي در مورد بلد نبودن كلمة "Fair Play" جالب توجه بود. كريمي گفت تا مدت ها فكر ميكرده درست اين كلمه "girl friend" بوده و در كنفرانس مطبوعاتي بازي هاي آسيايي چند سال قبل گفته "girl friend براي ما از بازي زيبا مهم تره" و وقتي با تعجب خبرنگاران مواجه شده اضافه كرده "ما مسائل اخلاقي رو در صدر برنامه هامون قرار داديم، شما دقيقة 65 اون حركت girl friend ما رو نديدين؟". البته گويا در نهايت با توضيحات مترجم قضيه به جاهاي باريك تر كشيده نميشه.

هميشه رك گويي فيروز كريمي و نترس بودنش رو دوست داشتم. هرچند قاعدتاً خيلي ها از اين رك گويي ضرر كردن و همون ها هم كريمي رو به ليگ يك فرستادن.

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

دربي بي خاصيت

براي شخصي مثل من كه به عنوان يه ناظر بيطرف به دربي نگاه ميكنه، ديدن طرفداراني از اين دو تيم كه چند سال بايد در انتظار يه بازي كه يك- يك مساوي نشه بشينن واقعاً دردناكه. هرچند امسال گويا صحبت هايي هست كه قراره بازي مساوي نشه! اين هم از اون طنزهاي كودتاييه.
نظر شخصي: بازي رو پرسپوليس ميبره تا از بحران مديريت موقتاً رها بشه و تيغ انتقادات از همه فعلاً دور.
خواست شخصي: پيروزي پرسپوليس.
با ربط 1: عدم طرفداري از اين دو تيم به معناي بيرگ بودن من نبوده بلكه به دليل مسايل ناسيوناليستي نشان از طرفداري از سپاهان دارد. تمايل به پيروزي پرسپوليس هم در راستاي همين طرفداري است.

با ربط 2: به نظر من طرح سبز كردن ورزشگاه خيلي ايده آلانس! هرچند بدون شك با ديدن بادكنك سبز توي پخش زنده و يا حتي قطع تصاوير به اين دليل به شدت حال ميكنم، اما متاسفانه چشمم زياد آب نميخوره.
پ.ن: خدا رو شكر كه تك تك پيش بيني هام غلط از آب درومد. شعارهاي دقيقه 93 به كل ليگ برتر در تمام دوره ها مي ارزيد!

۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

لشگر مخلص

سكانس اول، سال 59: نيروهاي ارتش و سپاه كفاف مقابله با نيروهاي مهاجم رو نميدن. از مردم درخواست ميشه كه به جبهه ها برن و از ناموسشون دفاع كنن. پير و جوون "قبلتُ" گويان راهي جبهه ها ميشن و به دليل سيل هجوم اونها "بسيج" ناميده ميشن.
سكانس دوم، سال 67: اسراي ايراني براي اينكه نشون بدن اختياري به جبهه اومدن، با افتخار عنوان "بسيجي" رو روي خودشون ميذارن و ناخوداگاه حس تحسين همگان رو بر مي انگيزن.
سكانس سوم، سال 72: چند جوون كه در حال قدم زدن در خيابون هستن توسط فردي متوقف شده و مورد سوال- جواب قرار ميگيرن. آخر دست هم فرد سوال كننده با نشون دادن كارت "بسيج" اونها رو به ون پارك شده كنار خيابون هدايت ميكنه.
سكانس چهارم، سال 75: فرماندة يكي از يگان هاي "بسيج" به مدرسة ما اومده و براي جذب هرچه بيشتر بچه ها اعلام ميكنه كه نيروهاي عضو شده داراي 60% سهميه در كنكور هستن.
سكانس پنجم، سال 83: "عابد ت" در يكي از نشريات داخلي پلي تكنيك شعري سروده و در اون از خدا به عنوان يك توهم ياد كرده. "بسيج" دانشجويي تحصن ميكنه و خواستار دستگيري و "اعدام" همشاگرديش ميشه.
سكانس ششم، سال 88: گاز فلفل، باتوم، تفنگ، زدن هم وطن، هجوم به خوابگاه، ... و كارت "بسيج".
سكانس پاياني: معلم سر كلاس رياضي راهنمايي براي آموزش "نمودار نزولي" دياگرامي كشيده كه محور افقي اون "سال" و محور عموديش "بسيجه".

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

ضد ويروس

بالاخره بعد از اينكه به مدت سه سال، نسخ مختلف آنتي ويروس kasper sky محصول كشور دوست و برادر روسيه رو به سرقت برده و روي كامپيوترم به روز كردم، امروز به راه راست هدايت شده و اين لقمة حرام رو از روي دامن رايانة معصومم پاك كردم. بعد از مشورت با محسن، تصميم بر اين شد كه از آنتي ويروس رايگان AVG استفاده كنم كه علاوه بر داشتن امكانات خوب و آپديت هاي روزانه، ما را از عذاب وجدان ناشي از زير پا گذاشتن حق مؤلف رهايي ميدهاد!
شايان ذكر است به دليل مشكلات پيش آمده در پيشنهادهاي قبلي به دوستان، استفاده از هيچ گونه آنتي ويروسي به هيچ كس توصيه نشده و اين امر همچون انتخاب همسر مسئله اي كاملاً شخصي ميباشد.

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

جنگ

زماني كه جنگ تموم شد 5 سال بيشتر نداشتم و بنابراين خاطراتم در اين زمينه جز چندتا تصوير محو از تاريكي هاي شبانه و چسب روي شيشه ها و آژير قرمز و دعاهاي مامانم توي پناهگاه تجاوز نميكنه. بعد از جنگ تمام تلاش مسئولين بر اين بوده و هست كه جنگ رو به عنوان دفاع "مقدس" نشون بدن. تا جائي كه به تئاتر عليرضا نادري با اين بهانه كه "تئاتر جنگه" نه "تئاتر دفاع مقدس" مجوز داده نميشه. هرچند قسمتي از جنگ همون رفتارهاي فرا زميني و مقدس بوده، اما بايد قبول كرد كه نمازهاي شب و دعاهاي كميل و ... نميتونن به تنهايي باعث پيروزي بشن.
يكي از فيلم هاي مورد علاقة من در زمينه جنگ، مزرعه پدري مرحوم ملاقلي پوره. فيلمي كه مسائلي رو نشون ميده كه در جنگ واقعي وجود داشته. زخمي هايي كه از ترس باقي گذاشته شدن در خاك دشمن زخم خودشون رو پنهان ميكنن، سربازهايي كه با تهديد فرمانده مجبور به پيش مرگ شدن براي سايرين ميشن، تجاوز عراقي ها به زنان جنوبي و ... گوشه هايي از واقعيات نشون داده شده در اين فيلمه كه در چارچوب دفاع مقدس نميگنجه.
شايد اگه از اول تمام جوانب جنگ نشون داده ميشد و رزمنده ها به عنوان موجودات فرا زميني معرفي نميشدن، الان نوع نگاه به اين انسان هاي فداكار و باغيرت فرق ميكرد. هرچند اتفاقات چند وقت اخير نشون داد كه آرمان هاي شهدا و رزمندگان چندان اهميتي نداره و چيزي كه اهميت داره فقط "بقا"ست.

۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

نژاد پرست

تا اونجاييكه من خبر دارم در بلاد كفر كلمة نژاد پرست (Racist) يكي از بدترين ناسزاهاست. توي ايران اوضاع كمي فرق داره. شما به راحتي ميتوني براي ترك ها جك بسازي، رشتي ها رو به بي بند و باري اخلاقي متهم كني، عرب ها رو ملخ خور بنامي و اصفهاني ها، يزدي ها، كاشاني ها و شيرازي ها رو مورد عنايت خودت قرار بدي و افغاني ها رو آخر بدبختي بدوني و نه تنها مورد شماتت قرار نگيري بلكه با اقبال عمومي و تأييد حاضران هم مواجه بشي. بعد هم سرت رو بالا بگيري و بگي فرهنگ ايراني غني ترين فرهنگ توي دنياس و ما خوبيم و بقيه بدن.
نميدونم تا كي قراره اين جملات تكراري رو بشنويم اما ميدونم بخش عمدة مشكلات فرهنگي ما ناشي از همين نژادپرستي كور و خود برتر بينيه و حل شدن اين مشكل هم رابطة مستقيم با اعتقاد نداشتن به اون جملات قصار داره.
باربط: تا چند سال پيش "تماشاچگران ما بهترين تماشاگران فوتبال توي دنيا" بودن و البته هنوز هم هستن. جالبه كه با اين همه فنس و بازرسي و سرباز و دوربين مدار بسته و ... اين بهترين ها بازهم ميتونن بهترين بودن خودشون رو به صورت عملي نشون بدن و هر چند وقت يكبار ورزشگاه رو بلرزونن. ضمن اينكه فحش هاي ركيك هم جزو تفريحات سالم اين بهترين هاس.

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

اتاق خالي

پارسال كه به جهت انجام مأموريت كاري مجبور شديم با مريم در عرض 24 روز به 21 شهر كشور بريم، برخورد هتل دارها براي اتاق دادن برام خيلي جالب بود. به طور كلي نگاه اوليه اونها ما رو به عنوان دوتا خلاف كار فراري شناسايي ميكرد و وقتي توجيه ميكرديم كه مأموريت دولتيه و دو تا اتاق ميخوايم كمي از شدت نگاه ها كم ميشد. توي همدان فقط در ازاي نشون دادن حكم مأموريت اتاق داد و توي آبادان نيم ساعت رفت بالاي منبر و ضوابط اخلاقي هتل رو عرض كرد! مأمور هتل توي بندرعباس هم سنگ تموم گذاشت و با اعلام اين مطلب كه داخل اتاق ها دوربين كار گذاشته شده از ما خواست كه مراقب رفتارمون باشيم! در اين بين تشكر ويژه اي از هتل دار اصفهاني هتلي در قشم ميشه كه دو سه بار اصرار كرد كه براي كمتر شدن هزينه يك اتاق بگيريم و ماهم هرچه مسئله رو باز ميكرديم همشهري عزيز بازهم به فكر جيب ما ميافتاد و پيشنهاد بيشرمانش! رو مطرح ميكرد.
به هرحال 24 روز مأموريت با موفقيت تموم شد و مشكلات فرهنگي و عقيدتي نادرستي كه توي مملكت وجود داره مشكل ساز نشد.
بي ربط: وقتي شنيدم براي رئيس جمهور محبوب جايي توي نيويورك پيدا نشده بي اختيار به ياد اين خاطرات افتادم. به هرحال محبوبيت وقتي بين المللي باشه اين مزايا رو هم داره!



نرخ روز

"كلية پروازهاي داخلي شركت ... با هواپيماي بوئينگ"
گويا ميشه از تاريك ترين مسائل هم درآمد زايي كرد!

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

گمگشته

جناب آقاي رئيس تلويزيون
با سلام
احتراماً در راستاي خبر روزنامه گاردين مبني بر خريد سريال لاست توسط ايران و اسلاميزه نمودن و پخش آن، پيشنهادات زير به گروه "تغيير" در جهت هرچه بهتر اسلامي شدن آن ارائه ميشود:
1- هواپيما از قم به مقصد مشهد در حال حركت بوده كه به دليل اشتباه خلبان در جزيره اي در خليج فارس سقوط ميكند.
2- ساكنان نجات يافتة هواپيما عبارتند از: "ساير" به همراه خواهرش "كيت" و همسر او "دكتر جك"، "سعيد" از طلاب حوزه علميه قم كه براي انجام مراسم عمامه گذاري به مشهد ميرود، "جين" و همسرش كه به تازگي به اسلام گرويده اند، "جان لاك" از جانبازان جنگ تحميلي، "چارلي" آهنگ ساز گروه تواشيح، "كلر" خواهر چارلي كه براي انجام زايمان به مشهد ميرود و ... .
ضمناً جهت جلوگيري از استفاده از هر گونه اسم اجنبي، اسامي شخصيت ها به صورت زير تغيير خواهد يافت:
ساير= عباس، دكتر جك شپرد= دكتر جواد چوپاني، كيت آستن= كوكب آستاني، سعيد جراح= حجة الاسلام سعيد جراح، چارلي= چنگيز، كلر= زينب و جان لاك= جمشيد لاكاني.
بديهي است ادامة فيلمنامه بر مبناي تغييرات انجام شده در تعريف شخصيت ها تغيير خواهد يافت.

با تشكر
Free counter and web stats