۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

دور باطل

تعداد اعضاي شوراي نگهبان = 12

تعداد اعضاي تعيين شده توسط رهبر = 6

تعداد اعضاي تعيين شده توسط رئيس قوه قضائيه =6

نحوه تعيين رئيس قوه قضائيه = رهبر

نتيجه رياضي: شوراي نگهبان = رهبر

برگزار كننده انتخابات = وزارت كشور + شوراي نگهبان

وزارت كشور = دولت فعلي

شوراي نگهبان = رهبر

رهبر = تأييد انتخابات يك روز بعد از راي گيري

نتيجه رياضي: تأييد نهايي انتخابات

نتيجه گيري منطقي: كي اميد داشت كه شوراي نگهبان انتخابات رو باطل كنه

نتيجه گيري احساسي: دم موسوي گرم

نتيجه گيري قانوني: تمام مراحل كاملا بر طبق قانون اساسي صحيح است

نتيجه گيري خانوادگي: زن و شوهر دعوا كنند، ابلهان باور كنند


مخفيگاه طرفداري ميكند

1- خدا روشكر انتخابات هم تأييد شد و مشخص گرديد كه زير سوال بردن صحت انتخابات تنها تراوشات ذهني يك مشت خس و خاشاك از خدا بي خبره كه عامل بيگانگان هستن و در لباس بسيج مردم رو ميكشن تا بسيج بد نام بشه. اونا حتي كليد پشت بوم پايگاه بسيج و چندتا مسجد رو از خارج با خودشون اوردن كه راحت تر بتونن بسيج رو بدنام كنن.

2- اگر دانشگاه تهران يك رئيس كاردان و لايق در تاريخش داشته باشه، اون كسي نيست به جز فرهاد رهبر. بعضي از اجانب ادعا ميكنن كه ايشون دستور حمله به كوي دانشگاه رو صادر كرده كه همه ميدونن كذب مطلقه. هيكچدوم از بچه هاي دانشگاه هم نميگن كه حتي عميد زنجاني از فرهاد رهبر بهتر بود. همه مدارك موجود اينو نشون ميده.

3- در زمان انتخابات عده اي شكرپراني كردند كه وزارت محترم كشور آرا رو نشمرده و خداي ناكرده انتخابات رو مهندسي كرده. بعد وقتي همون عده تيرشون به سنگ خورد و ديدن كه وزارت محترم كشور براي دقت بالاي كار حتي عددهاي اعلامي خودش رو تغيير ميده گفتن كه انتخابات بايد باطل بشه. اين عكس پاسخ دندان شكني به اين ياوه گويان ميده. در اينجا شخص زحمت كشي رو مشاهده ميكنين كه در حال شمردن اراي يكي از صندوق هاست. افرادي كه در اين صندوق راي دادن همگي آدم هاي منظمي بودن كه برگ راي رو تا نميكردن، خط يكساني داشتن و به دكتر راي دادن. خدا چطوري بايد معجزات خودش رو نشون بده ديگه من نميدونم.

4- دوستان طرفدار ميرحسين و همچنين بيگانگان عزيز لطف كنن پاشون رو از روي سيم اينترنت بردارن. انگشتشون رو هم اگه از SMS دوني وزارت مخابرات بكشن بيرون ممنون ميشيم.



۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

جوابيه

دوست عزيزي با نام عجيب "اصلاح طلب فعال" لطف فرمودند و ضمن خواندن مطالب اين وبلاگ الكن نظر خود در مورد پست هاي مربوط به كوي دانشگاه را در زيل پست "معبد ماتم زده" درج نموده اند. در اين رابطه ذكر نكات زير ضروريست:

1- نگارنده از اينكه مطلب وبلاگش خوانده شده به شدت احساس شعف و شادماني نموده، در پوست خود نميگنجد.

2- بر اساس چشم انداز 20 ساله وبلاگ، اينجانب الزامي به اثبات گفته هاي خود ندارم. چون اين وبلاگ اساساً نه تنها خبرگزاري رسمي نيست، بلكه حتي خبرگزاري غير رسمي هم نيست.

3- نگارنده به درستي متوجه نشد كه كدام بخش از صحبت در مورد حمله به كوي دانشگاه به نظر دور از واقعيت ميرسد. از عكس هاي منتشر شده در خبرگزاري هاي مختلف و شبكه هاي برون مرزي صحت خبر قابل تأييد به نظر ميرسد. گويا دوستان "اصلاح طلب فعال" عزيز كه ساكن كوي دانشگاه هستند، جزو گروهي هستند كه شب قبل از حمله (با شنيدن شايعات مربوط به حمله) ترك كوي نموده اند كه كاري بس عقلايي و متين ارزيابي ميگردد.

در پايان ذكر اين نكته خالي از لطف نخواهد بود كه نه تنها در مدت 3 سال سكونت در كوي دانشگاه تهران، بلكه در مدت 26 سال سكونت بر روي اين كره خاكي، نه تنها چنين تهاجم وحشيانه اي توسط اينجانب مشاهده نشده، بلكه حتي مورد مشابه نيز به گوش نيمه شنواي بنده نرسيده است. با اين اوصاف "اصلاح طلب فعال" عزيز بسي خوش شانس بوده است كه يك روز اقامتش در كوي و همچنين خوش گذراني هاي گاه و بيگاه ايشان تصادفا با فاجعه 25 خرداد تلاقي نداشته است.



Prison Break

پس از رويت دنباله هاي ياران و گمگشدگان، و پس از وقفه اي 5ماهه، مجال آن شد تا فراريان از زندان را نيز دريابيم. اميد كه از اين دريافتن ملول نگرديم.

با ربط: متحرك نماهاي پارك جنوبي، خانواده دكتر سيمپسون! و مرد خانواده نيز به كودكان بالاي 18 سال توصيه ميگردد.

۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه

معبد ماتم زده

اندر احوال شيخ ما آمده است كه چون هفته اي را در فسرده روحي به سر برد از غم دوستان، از گذران لحظات همي ملول گشت و در تفكر چاره اي بر آمد. آنگاه در معيت خاندانش اكناف شهر برگزيد از بهر هوايي روح افزا. پس چون دو روز برآمد به آدينه رسيد و غم آدينه شب وجودش تسخير نمود و راهكار را زايل. با خود انديشيد كه گر غم وجودش فراگرفته باشد، پس چون تواند نجات ماتمكده اش از بدي ها در حد توان ناچيزش.

دو بيتي مرتبط از شيخ:

چون در طلب شادي و عيشي
راهي شو و اكناف سفر كن
در ماتمكده گر از در اميد خبر نيست
بنشين به تعقل ز برش چاره طلب كن

بيت مرتبط ازشاعر شيراز:

اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد
من و ساقي بهم سازيم و بنيادش براندازيم





۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

اعتراف سبز

خيلي خوب، قبول. ميتونيد فكر كنيد كه برديد. تبريك. اما اگه نميبرديد بايد شك ميكرديم. ريشه تمام تفاوت ما با شما فقط توي يك كلمه خلاصه ميشه: اخلاق. ما نميتونيم به كسي وقتي كه خودش نيس اتهام بزنيم. ما نميتونيم انتخابات رو به نفع خودمون مهندسي كنيم. ما نميتونيم رسانه ملي رو به نفع خودمون مصادره كنيم. ما كامران نجف زاده نداريم كه هر اراجيفي رو براي پول به هم ببافه. ما نيروهايي نداريم كه هم وطناي خودشون رو به باد كتك بگيرن. لباس شخصي هاي ما تفنگ دوربين دار ندارن كه قلب خواهراي بي گناه شما رو هدف بگيرن و حتي اگر هم داشتن اين كار رو نميكردن. ما از كشته شدن خواهر و برادرمون ناراحت ميشيم و اشك ميريزيم، اما شما ...

باشه، برد شيريني بود براي شما.استحقاق اين برد رو داشتين. اما يه نكته رو از ياد نبرين. "ما" اعتقاد داريم كه هر شكستي مقدمه پيروزيه و بازهم "ما" با هر اعتقاد و مذهبي كه داشته باشيم با گوشت و خونمون به اين جمله اعتقاد داريم كه مملكت رو شايد بشه با كفر اداره كرد اما با ظلم هرگز.

بي ربط: لعنت به تمام كسايي كه فرآيند مقدس "مهندسي كردن" رو براي اهداف شيطاني خودشون استفاده كردن. لااقل از4تا مهندس با سواد استفاده ميكردين كه انقدر سوتي ندن براي درست كردن 4تا عدد.



۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

خروس بي محل

دوست ناشناخته اما احتمالا عزيزي با اين آدرس لطف فرموده اند و 8-9 پست آخر اين وبلاگ نوپا رو به صورت كاملا نعل به نعل به وبلاگ خود منتقل نموده اند. ضمن عرض تشكر از اين همه اظهار لطف و همچنين اجراي نصفه و نيمة قانون كپي رايت، برائت كامل خود را از رويداد پيش آمده اعلام ميدارم. اميد كه هر كس دستش توي جيب خودش باشه!

شنبه سياه

بغض سنگيني توي گلوم نشسته، هر كس رو آنلاين ميبينم ازش ميخوام براي مردم دعا كنه تا اتفاقي نيفته براشون. از رضا و مهران و محمد كه رفتن سمت آزادي خبري ندارم. صداي هليكوپتر يك لحظه قطع نميشه. بچه هايي كه از كارزار برگشتن ميگن آب جوش پاشيدن رو سر ملت وظيفة پرنده هاس كه بعدا معلوم شد آب جوش نبوده كه فوتش كني خوب بشي، سود سوز آور بوده كه شستنش هم وضعيت رو بدتر ميكنه. بينندة BBC كه از نزديك شاهد ماجرا بوده كشته شدن چند نفر رو تاييد ميكنه. اشكم سرازير ميشه. مهران پيداش شد. خدا رو شكر سالمه. فيلمي رو از اينترنت دانلود ميكنه كه شايد بشه سرآغاز جنبش آزادي خواهي دونستش. دختري كه حالا خواهر شهيد شدة همه مردمه و اسمش با پسوند آزادي تركيب قشنگي درست ميكنه. ديگه نفس كشيدن برام سخت شده. اخبار و فيلم هاي كشته ها و زخمي ها يكي يكي آپلود ميشه. رضا هم اومد. مثل كسي كه از عمليات سالم برگشته باهاش دست و روبوسي ميكنيم. اين شب لعنتي انگار قرار نيس تموم بشه. هر وقت چشمام رو ميبندم عكس چشماي ندا رو ميبينم كه خيلي حرفا توش بود. و بالاخره خوابم برد. اميد، تنها واژة ممكنيه كه در عين نااميدي بايد بهش اميد داشت. تازه اول راهه...
باربط: چو ايران نباشد تن من مباد. اين شعر رو از بچگي عاشقش بودم. الان ايران داره نابود ميشه. تكليف شعر مورد علاقة من چيست. ياد يه جمله توي بالاترين افتادم. ندا با چشماي باز مرد، نكنه ما با چشماي بسته زنده بمونيم.


۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

بدون شرح

...

بغض سبز

1- بعد از يك هفته، بغض آسمون دوباره تركيد. آسمون فقط يك هفته تونست تحمل كنه. تحمل من چقدر ميتونه ادامه پيدا كنه؟
2- الان يهو فهميدم كه 4 روزه تلويزيون ايران رو حتي 1 دقيقه هم نديدم. اينم از اون مسايلي كه قابليت گريه كردن داره!
3- پنج شش پست اخير اين وبلاگ درباره كوي دانشگاه بوده. هرچي تلاش ميكنم نميتونم تصوير حملة وحشيانه پليس و لباس شخصي ها رو از ذهنم پاك كنم.
4- روزهاي آينده روزهاي سرنوشت ساز تاريخ ايران خواهد بود. چيزي كه مسلمه اينه كه روند خطي جمهوري اسلامي در 30 سال گذشته، با شيب بسيار زيادي به سمت مثبت يا منفي تغيير مسير ميده.
5- اي خدا دلگيرم ازت.



Free counter and web stats