۱۳۹۲ اردیبهشت ۶, جمعه

رسوب‌زدا


اگر خاطراتی در اعماق ذهنتون رسوب کرده و نبودش روحتون رو سوهان می‌کشه، تجربیاتی با ژانر مشابه رو امتحان کنید، بسا لذت‌بخش‌تر باشد!

۱۳۹۲ فروردین ۲۹, پنجشنبه

تاریخ نگار (سیزن 2، اپیزود 1)

به طرز مسخره‌ای بهتر از دفعة قبل پیش رفت. تکون‌های کمتر پا، استرس عجیباً ناچیز، مدیریت بهتر جلسه، حرف‌های بیشتر برای زدن و روشن شدن یک چراغ توی اعماق تاریکی‌های اخیر ...
به افتخار آینده باید زندگی کرد ...

پی‌نوشت: هیس!

۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه

دیالکتیک زندگی


می‌گم چرا از فکرم نمی‌ره بیرون؟
می‌گه آدم‌ها نمیان که برن، همیشه می‌مونن، هر کسی به یک شکلی
می‌گم اما بعضیاشون نمی‌ذارن جاشون پر بشه
می‌گه آخ از اونایی که نمی‌ذارن ...

۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

ویرانسرای دل

بهش می‌گم منُ اینجوری نبین، آدم‌های اطرافم باید خیلی عاقل باشن که راه رو بر حرکات خرکی من ببندن و دلیل این ویترین عاقل‌نمای من هم همین عاقل بودن آدم‌های اطرافم تا حالا بوده ...

عنوان از حافظ: خاک وجود ما را از آب ديده گل کن      ويرانسرای دل را گاه عمارت آمد

۱۳۹۲ فروردین ۱۵, پنجشنبه

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش


توی زندگی همیشه عاشق موازی پیش بردن گزینه‌های پیش رو بودم. هرچند همیشه نقدهایی به این روش وارد بوده و اُورلپ‌هایی پیش میومده، اما باعث شده که زمان‌های بلاتکلیفیم به حداقل ممکن برسه. سه سال پیش بود که در حالیکه مشغول به کار بودم، اپلای هم می‌کردم، برای جاهای دیگه‌ای هم درخواست شغلی می‌فرستادم و همزمان کارهای سربازی رو هم پیش می‌بردم. همة اینها باعث شد که بیکاری بعد از تموم شدن سربازی از دو ماه فراتر نره و بذرهای پاشیده شده به موقع بارور بشه.
در این قضیه شکی نیست که همة کارها رو نمی‌شه با این دید پیش برد. بعضی از کارها از دور فریاد می‌زنه که آهای، من با بقیه فرق دارم، به من باید مجزا توجه کنی و وقت ویژه‌ای برام بذاری. اما اعتراف می‌کنم که ترس از بلاتکلیفی مثل پنبه‌ای در گوش عمل می‌کنه و رویة قالب رو تعیین.
فعلآ که سه پروژة موازی در حال پیش برده شدنه، شاید در یک نگاه عاقلانه، این کار حماقتی بیش نباشه، اما چه سود که مدتیه نقش عقل توی کارهام کمرنگ‌تر شده. برای تنوع شاید بد نباشه.

بی ربط اول: امیدوارم خباثت‌های گوگل باعث از دست رفتن دوستی‌های ساخته شده توی این مدت نشه، فیدلی رو امتحان کنید، بد نیس!
بی ربط دوم: برای اولین بار از یک نفر خواهش کردم که دیگه اینجا نیاد. لطفاً دوستان این مطلب در ذهنشون نهادینه شده باشه که دردِدل، دفتر خاطرات، وبلاگ یا هر دل نوشتة دیگری ابزار مناسبِ نسخه نوشتن برای یک شخص نیست. قطعاً نیاز به در دسترس بودن داده‌های بیشتری هست.

۱۳۹۲ فروردین ۹, جمعه

حافظیه


بیا با ما مورز این کینه داری ....... که حق صحبت دیرینه داری
نصیحت گوش کن کاین در بسی به ........ از آن گوهر که در گنجینه داری
ولیکن کی نمایی رخ به رندان ........... تو کز خورشید و مه آیینه داری
بد رندان مگو ای شیخ و هش دار ........... که با حکم خدایی کینه داری
نمی‌ترسی ز آه آتشیــــــنم ........ تو دانی خرقه پشمینه داری
به فریاد خمار مفلسان رس ........... خدا را گر می‌دوشینه داری
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ ........... به قرآنی که اندر سینه داری

از حافظیه اس‌ام‌اس داد که نیت کن. حضرت حافظ هم رفاقت رو تموم و تصمیمات گرفته شده رو تأیید کرد...

۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

عشقت رسد به فریاد؟


الان بیست دقیقه از تحویل سال گذشته و بعد از حضور در جمع گرم خانواده برای مراسم تحویل سال و دیده بوسی و عیدی گرفتن، بازهم به گوشة دنج خودم خزیدم و همه چیز به حالت قبل برگشت. حسی که امسال داشتم برای خودم به شدت عجیب بود. نود و یک ِ پر فراز و نشیب می‌خواست مثل تک تک لحظاتش، حتی موقع ترک هم ضربه بزنه و خاطرات خوب و بد خودش رو بیاره جلوی چشم‌هام و بغض سنگین گلو رو از آب دیدگان متجلی کنه. هرچند مقاومت طاقت فرسایی داشتم در مقابل این حرکت ددمنشانه، اما به هرحال اون هم تا حدودی موفق شد.
سال نود و یک، خیلی از افراد به من ظلم کردن، خیلی از دوست داشتن‌ها بی معنی شد، به خیلی از عشق‌ها عمداً یا سهواً خیانت شد، خیلی از خنجرها از جلو و پشت فرو رفت و خودخواهی افراد زندگی من رو به شدت تحت تأثیر قرار داد. اما با طلوع سال جدید، برای همه، حتی کسانی که من رو بازیچة خودشون قرار دادن یا اونهایی که مسیر زندگی من رو عوض کردن، آرزوی سلامت و موفقیت و خوشبختی دارم. آرزو دارم هیچوقت پایه‌های زندگیشون نلرزه، هیچوقت مورد ظلم قرار نگیرن، هیچ سالیشون مثل سال نود و یک ِ من نباشه، بتونن از فرصت‌های زندگیشون به بهترین شکل استفاده کنن و احساس رضایت همیشه بعد از هر تصمیمی همراه اونها باشه.
متاسفانه یا خوشبختانه، حتی نمی‌تونم با نفرین ِ آدم‌ها یا به قول متجددین، با فرستادن انرژی منفی ازشون انتقام بگیرم و خودم رو سبک کنم که این هم شاید یک جور عذاب الهی باشه! همتون رو دوست دارم، خنجر زده و نزده عزیز هستین که با همین‌ها دارم زمستون رو سر می‌کنم. پس بیشتر مراقب خوبی‌هاتون باشین.
فعلن...

4x1


اول: وداعیه از من:
سال نزدیک شدن‌ها و ترسیده شدن‌ها
سال محبوب شدن‌ها و منفور شدن‌ها
سال آرامش موقت و هجران دائم
سال تجدید نظر در طرز تفکر
سال تصمیم‌های کبری
سال ضدارزش شدن منطق
سال بهارهای پاییزی و زمستان‌های بهاری
سال جور نزدیکان و مهر دورها
سال واگذار کردن آدم‌ها به خدا
سال فرار از تنهایی و برگشتن به آغوش گرمش
سال رفتن تا مرز جنون
سالی که جمع اضداد بود
 تجربة خوب و دردناکی بودی ...
هرچند تلاشت ستودنی بود ...
 از بد ِ ماجرا اما ... 
                                ... من هنوز خوبم
بدرود


دوم: بهاریه از دیگران:
چشم‌‌انتظار آن بهارم
که با تقویم از راه نمی‌آید
و با تقویم راه نمی‌آید ،
چشم انتظار آن بهارم
که با ...
آه نمی‌آید! 
مژگان عباسلو


سوم: عاشقانة بهاری از دیگران:
به بهار بدهکارم
دست کم یک شعر برای هر شکوفه
به پنج شنبه بدهکارم ،
 دست کم یک شعر برای هر ثانیه
به تو بدهکارم ،
دست کم یک جان
                         برای هر [لحظه]         

علی محمد مؤدب


چهارم: روحیة بهاری از دید ترانه:
محسن چاوشی - شب عید (دانلود)


۱۳۹۱ اسفند ۲۷, یکشنبه

گر نکته دان عشقی، بشنو تو این حکایت!


یکی از موقعیت‌هایی که همیشه دلم می‌خواست توی اون قرار بگیرم و ری‌اکشن خودم رو بررسی کنم، مماس شدن با مرز مرگ و زندگی بود که به حمدالله این ناکامی هم مرتفع و این تجربة گرانقدر در روزهای آخر سال عجیب و غریب نود و یک حادث گردید! اما نکتة فوق العاده جالب و غرور آفرین از نظر خودم، برخورد کاملاً "کول" در جریان این قضیه ماکزیمم 30 ثانیه‌ای بود، به طوریکه وقتی رانندة تازه از خواب بیدار شده با وحشت سعی در کنترل چرخش‌ها و و بالا و پایین پریدن‌ها و تکون‌های شدید ماشین رو داره و همکار 45 ساله هم که به اندازه‌ای ریشه در این دنیا دوونده که مثل بچه‌ها جیغ بکشه و کار دیگه‌ای از دستش بر نیاد، من فقط نشسته باشم و به حرکات این دو نفر بخندم. امروز روزی بود که لااقل برای خودم اثبات شد مردن یک امر کاملاً عادیه، حتی اگر تا نزدیکی‌هاش بری فقط با مقداری کوفتگی برگردی.

۱۳۹۱ اسفند ۲۴, پنجشنبه

سوگ ریدر


... و سوال اساسی، ابهام در "پشت کار" لری پیج است!

در راستای خبر تعطیلی ریدر از اول جولای
Free counter and web stats