۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه

منِ او (6)

می‌گفت شما وقتی تنها می‌ری حموم، می‌تونی شرت پات کنی یا نکنی؛ اما اگر با یک نفر دیگه بری، حتماً باید شرت بپوشی. پرانتز هم همین جوره توی ریاضی، اگر یک عدد باشه، پرانتز مهم نیست باشه یا نباشه، اما اگر دو تا عدد بیاد کنار هم، پرانتز حکم شرت پیدا می‌کنه!

آقای شجاعی، معلم ریاضی خلاق دورة راهنمایی. مدت زمان دیده نشدن: 16 سال

۱۳۹۳ مهر ۲۴, پنجشنبه

منِ او (5)

می‌گفت "آیندة مجهولی دارم، نمی‌دونم با یک جوون آسمون جل عاشقی کنم، یا با یک پیر مایه‌دار زندگی! شاید دوتاش رو همزمان انتخاب کردم البته!"

مونا، از بهترین یاران دانشگاهی. مدت زمان ندیدن حقیقی: 2 سال و نیم

۱۳۹۳ مهر ۲۳, چهارشنبه

منِ او (4)

به زور صبح اول صبح راضیش کردم که بریم سر صف صبحگاه "ما همچون گل نغمه زنان" رو دو صدایی اجرا کنیم....
هنوز فکر کنم یکی از خاطرات تلخ زندگیش باشه!

پدرام، یار دبستانی. مدت زمان ندیدن حقیقی: 18 سال

۱۳۹۳ مهر ۲۲, سه‌شنبه

منِ او (3)

می‌گفت هر چیزی ارزش تجربه کردن رو داره، حتی اگر از شکست توی اون مطمئن باشی. غم شکست به مراتب کمتر از حسرت تجربه نکردنه.

تجربه کردم و به ظاهر شکست خوردم، اما شکستی شیرین‌تر از هر پیروزی.

عشق اول، مدت زمان ندیدن حقیقی: دو سال و یک ماه

۱۳۹۳ مهر ۲۰, یکشنبه

منِ او (2)

دفترچه یادداشت کوچیکی داشت و شمارة پلاک هر ماشینی رو که توی خیابون می‌دید می‌نوشت. کل دفترش رو گشتم و شمارة ماشین بابا رو پیدا نکردم. گفتم فرض کن اونم دیدی، بنویس!

وحید ر، اولین یار دبستانی. مدت زمان دیده نشدن حقیقی، 17 سال

منِ او (1)

اعتقاد راسخی داشت که همه چیز رو انسان باید خودش تجربه کنه و استفاده از تجربیات دیگرات از هجویات روزگاره. به واسطة همین اعتقاد و البته تبعاتش در زندگی شخصیش، در بین دوستان به دریافت لقب "نابود" نائل شده بود.

محمد ب، اولین هم اتاقی دوران دانشجویی. مدت بی خبری 8 سال

۱۳۹۳ تیر ۱۷, سه‌شنبه

فاندامنتالیست

اسلام رو نه تنها قبول داشت بلکه ذوب در اصول و اخلاقیات مذهبی بود. داشت با نفرت جنایات داعش توی عراق رو در جمع تعریف و انحرافی بودنشون رو با تکیه به متن قرآن ثابت می کرد تا نوبت به جریان دزدیدن دختر بچه‌های 10-14 ساله از مدارس و ازدواج با اونها شد (شاید با بوکوحرام نیجریه اشتباه گرفته بود). به این مورد که رسید، سرش رو انداخت پایین، مکثی کرد و زیر لب گفت "این یکی البته از نظر قرآن مجازه".
... تا آخر مجلس حرف دیگری نزد

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۴, چهارشنبه

توی سینه‌ش جان جان ...


نوشته عکس جدیدی نیست. گرد پیری و بیماری روی صورتش بود اما نگاه نافذ و انگشت اشاره مثل سابق ... نشون دادی که پاس داشتن از کرامت انسانی چقدر برات مهم بود که سه سال و اندی مواضعت تغییر نکرده.
روزت مبارک میر.

۱۳۹۳ فروردین ۳۰, شنبه

بدون شرح

"متاسفانه جمعیت شیعیان کشور در حال کاهشه و سنی‌ها تبلیغات و سرمایه گذاری عجیبی در راه گسترش پیروان خود در ایران انجام دادن. در همین خیابون آتش [یکی از مناطق اعیان نشین اصفهان] خانواده‌هایی رو می‌شناسم که در ازای دریافت ماهانه 500 هزار تومن سنی شدن. و اینجاست که به ارزش رهنمودهای مقام معظم پی می‌بریم و مجلس هم عزم خود رو در راه اجرای هرچه بهتر و سریع‌تر سیاست‌های افزایش جمعیت جزم کرده"
(نماینده محترم مجلس – سخنرانی محلی در اصفهان – توجیه طرح اعمال مجازات برای ترویج روش‌های پیشگیری از بارداری – واقعی)
(تصویر تزئینی است!)

۱۳۹۳ فروردین ۵, سه‌شنبه

من در سال 92

اول خواستم مثل پارسال نموداری رسم کنم و به تجزیه و تحلیل آنچه بر من در سال 92 رفت بپردازم که دیدم امری هجو خواهد بود از باب چسبیده بوده نمودار به مناطق ماکسیمم در اکثر بازه‌ها. پشت سر گذاشتن بحران 91، ورود "م" به زندگی، پیشرفت‌های کاری، آشنا شدن با انسان‌های نیک روزگار، بخشیدن همة بدکردگان و از همه مهم‌تر، آرامش وصف ناشدنی سال 92 چاره‌ای جز این آرزو باقی نخواهد گذاشت که "خدایا! با همین فرمون 93 رو برو جلو لدفن!"

از قبل:



Free counter and web stats